محمد تقي جعفري
54
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
واقعيّتى كه شايستگى موجوديّت را داشته باشد ، حقّ است ، چه مربوط به عالم هستى بطور عامّ باشد و چه مربوط به هويّت انسانى باشد ، و آنچه كه مخالف شايستگى مزبور باشد ، باطل است . و مىدانيم كه عقل محدود انسانى نمىتواند همهء حقّها و باطلها را كه ارتباطى با موجوديّت آنان داشته باشد ، درك و دريافت كند ، مخصوصا آن نوع حقّ و باطلها كه ارتباطى با هويّت ماوراى طبيعى درون آدمى دارند . لذا ضرورى است كه خداوند متعال كه از مخلوقات خود جريان بر مبناى حقّ را مىخواهد [ و خود آنان همهء حقّها را در همهء ابعاد وجودى خود نمىشناسند ] ، به وسيلهء پيامبران امينش ، آنان را با همهء حقّها آشنا بسازد و آن گاه دستور به حركت بر مبناى حقّ را از آنان بخواهد . در قرآن مجيد تزكيه و تعليم كتاب و حكمت و ايصال مردم به رشد و برداشتن بارهاى سنگين جاهليّت از دوش انسانها و ارائهء طرق پرستش خداوند يكتا و بطور كلَّى بوجود آمدن حيات شايسته ( 1 ) و امثال اين امور كه هر يك بعدى از شخصيّت انسانى را در گذرگاه طبيعت رو به ابديّت بثمر مىرساند ، بعنوان هدف و حكمت بعثت انبياء مطرح شده است و بدانجهت كه امور مزبوره شايستگى واقعيّت را دارند لذا حقّ مىباشند و همچنين در خطبهء اوّل از نهج البلاغه امور ذيل را كه هر يك از آنها حقّ است ، بعنوان اهداف بعثت بيان مىفرمايد :
--> ( 1 ) * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّه وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ) * . ( الانفال آيهء 24 ) . ( اى مردمى كه ايمان آوردهايد ، اجابت كنيد خدا و رسول را هنگامى كه شما را بر دينى كه براى شما حيات مىبخشد دعوت مىكنند . )