محمد تقي جعفري

53

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اساسىترين شرائط و مقدّمات بوجود آمدن يك فرهنگ و تمدّن اصيل انسانى ميداند نه اين كه اين امور و ديگر وسائل معيشت ، حكمت اصلى و انگيزهء بعثت پيامبر بوده باشد . اين خطاى ويرانگر را [ كه هيچ تمدّن اصيل واقعى با ارتكاب آن ، امكان پذير نخواهد بود ] از ذهن خود دور كنيم كه مىگويد : انگيزهء بعثت پيامبران ، [ يا باصطلاح آنان كه نبوّت را درك نمىكنند و برسميّت نمىشناسند ، مىگويند علَّت نهائى حركت و نهضت اين گونه شخصيّتها ، ] پديدهء معيشت است اينان در اعماق مغز خود بهتر از ديگران مىفهمند كه هويّت ارزشى انسان در تبديل موادّ غذائى به مدفوعات بمدّت هفتاد يا هشتاد سال [ معمولا ] نيست و اگر اشخاصى پيدا شوند كه واقعا معتقد باشند كه همهء تكاپوها و كوششها و مبارزات و فداكارىها و شهادتها و بعثت انبياء و صرف عمرها در شناخت و بيان واقعيّتها و تحريك انسانها به ورود در مسير « حيات معقول » فقط براى خوردن و خوابيدن و دفع انواع شهوات بوده است ، اينان بايد در بارهء كيفيّت كار مغز و وضع روانى خود بينديشند ، زيرا خود آنان بايد درد مغزى و روانى خود را تشخيص داده و در صدد پيدا كردن درمان آن برآيند . براى كسى كه خورشيد عالم افروز تاريك تلقّى شده است ، يا بازى با الفاظ را فلسفهء زندگى خود تلقّى نموده و يا از عالم انسانيّت به مقام والاى خفّاش بودن ترقّى فرموده است چه حكمتى ، چه رسالتى ، چه هدف اعلائى خلاصه ، هيچ يك از امورى كه تاكنون گفتيم ، علَّت و حكمت بعثت پيامبر اسلام [ و نه ديگر پيامبران عليهم السّلام ] نبوده است . البتّه همان گونه كه بارها طىّ مجلَّدات اين ترجمه و تفسير گفته‌ايم ، موضوع اقتصاد و معيشت از ديدگاه پيامبران ، مخصوصا پيامبر عظيم الشّأن اسلام كه با كمال اهمّيّت تلقّى شده ، بر پا دارنده و قوام مادّهء زندگى معرّفى شده است ، نه هدف و حكمت بعثت ، بلكه آنچه كه هدف و حكمت بعثت است عبارتست از به ثمر رسيدن شخصيّت انسان در گذرگاه طبيعت رو به ابديّت و براى اين كه شخصيّت انسان به ثمر برسد قطعى است كه بايد حقّ و باطل را بشناسد تا از حقّ تبعيّت كند و از باطل بپرهيزد . حقّ چيست و باطل كدام است ( 1 ) در تعريف حقّ در اين مبحث فقط به اين جملهء مختصر اشاره مىكنيم كه هر

--> ( 1 ) مطالعه كنندگان ارجمند براى آشنائى با مباحث مشروح حقّ و باطل مراجعه فرمايند به : مجلَّد سوم از صفحهء 58 تا صفحهء 74 و صفحات 81 و 82 و از صفحهء 143 تا صفحهء 145 و از صفحهء 243 تا صفحهء 246 و مجلَّد چهارم از صفحهء 157 تا صفحهء 159 و مجلَّد پنجم صفحات 30 و 31 و مجلَّد ششم از صفحهء 45 تا صفحهء 72 و از صفحهء 114 تا صفحهء 116 و از صفحهء 177 تا صفحهء 179 و از صفحهء 192 تا صفحهء 194 و مجلَّد هشتم از صفحهء 70 تا صفحهء 74 و از صفحهء 293 تا صفحهء 295 و مجلَّد نهم از صفحهء 173 تا صفحهء 175 و از صفحهء 273 تا صفحهء 277 و مجلَّد دهم از صفحهء 109 تا صفحهء 113 و از صفحهء 225 تا صفحهء 230 و از صفحهء 264 تا صفحهء 268 و مجلَّد يازدهم از صفحهء 53 تا صفحهء 56 و صفحات 127 و 128 و مجلَّد سيزدهم و از صفحهء 190 تا صفحهء 194 و از صفحهء 202 تا صفحهء 205 و مجلَّد چهاردهم از صفحهء 112 تا صفحهء 114 و از صفحهء 263 تا صفحهء 270 .