محمد تقي جعفري
236
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
( آيا نديده اى كه پروردگار تو با اصحاب فيل چه كرد ) البتّه مىدانيم كه مقصود از امثال اين گونه سؤالات ، مردم هستند نه خود پيامبر اكرم ( ص ) ، زيرا آن بزرگوار از همهء آن گونه واقعيّتها آگاه بوده و آن غفلت را نداشت كه نيازى به چنين تنبيهى داشته باشد . گاهى ديگر سؤال براى بدست آوردن معرفت و آگاهى مخاطب در بارهء موضوع سؤال است . اين گونه سؤالات وسيلهء امتحان و آزمايشها است كه پديده اى ضرورى و بسيار رايج است . در برخى حالات تشخيص انگيزه بقدرى اهمّيّت پيدا مىكند كه اگر بطور صحيح مشخّص نگردد ، آنچه كه صورت خواهد گرفت سؤالى است مبهم و پاسخى است مبهمتر كه جز تشويش فكر و تلف كردن اوقات گرانبهاى عمر و صرف بيهودهء انرژى مغزى حتّى گاهى اضافهء مجهولهائى بىسر و ته به مجهولات خود ، نتيجه اى نخواهد داد . مثال ساده اى كه در اين باره به نظر مىرسد ، مسألهء محبّت است . مفهوم محبّت از آن مفاهيم عمومى است كه تقريبا براى همه قابل درك و فهم است . هنگامى كه اين موضوع در يك جملهء سؤاليّه قرار مىگيرد ، مثلا گفته مىشود : « آيا شما محبّت داريد » ، دقيقا بايد توجّه كنيم ببينيم چه كسى است كه اين سؤال را طرح مىكند آيا يك سياستمدار ماكياولى است كه مىپرسد : آيا شما محبّت داريد بدانجهت كه مىدانيم محبّت از ديدگاه ماكياولى مىتواند وسيله اى براى ضدّ خود ، يعنى كينه توزى و حتّى نابودى انسان مورد استفاده قرار بگيرد ، بايد پاسخى مناسب انگيزهء او داد ، تا پاسخ - دهنده با كشف حقيقت محبّت ، وسيله و بردهء آن ماكياولى قرار نگيرد . آيا سؤال كننده از محبّت ، يك سوداگر پول پرست است مثلا يك سوداگر بپرسد كه آيا شما اعضاى خانوادهء خود را دوست مىداريد ممكن است انگيزهء او از اين سؤال ، ايجاد تقاضاى مصنوعى در ذهن شما براى خريد كالائى باشد كه آن سوداگر مىخواهد عرضه نمايد . آيا سؤال كننده از محبّت ، يك انسان وارسته از علائق حيوانى است كه واقعا معناى معقول محبّت و خواصّ و نتائج عالى آن را درك كرده و مىخواهد مخاطب را با آن معناى معقول آشنا بسازد ملاحظه مىشود كه تشخيص انگيزهء سؤال باندازهء تشخيص حقيقت موضوع سؤال و اجزاء آن اهمّيّت دارد .