محمد تقي جعفري

231

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آگاهىهائى كه در بارهء شئون زندگى ديگران بدست مىآورد توانائى به زانو در آوردن آنان را پيدا كند . ولى خود همين آگاهىها هنگامى كه در استخدام قدرت در آمدند ، جزئى از همان قدرت مىشوند و خود قدرت چنان كه گفتيم عامل ناآگاه عمل و حركت است . پنج - يكى از مختصّات اساسى قدرت پرستى اينست كه نه تنها رنگ حقّ و باطل را در نظر قدرتمند مات مىكند ، بلكه حتّى اشكال و نمودها و روابط موجودات در مجموعهء هستى براى قدرت پرست مفاهيمى ديگر پيدا مىكنند ، چنان كه در حالات عشق معمولى ، هر گونه زيبائى كه در جهان وجود دارد ، وابسته به زيبائى معشوق آن عاشق مىباشد . گلها زيبا هستند ، زيرا وابسته يا شبيه به صورت معشوق او مىباشند ، رنگ ماه بسيار زيبا است ، زيرا از رنگ روى معشوق او تقليد كرده است به همين ملاك ، معانى همهء واقعيّات جهان هستى اعمّ از موجودات طبيعى و انسانها از ديدگاه قدرتمند قدرت پرست اشيائى هستند كه در آن هنگام كه قدرت پرست اراده كرده است قدرت خود را در راه مقاصدش بجريان بيندازد ، همهء آن واقعيّات بايد در برابر او دست به سينه اعلان تسليم نمايند شش - اين بدانجهت است كه كسى كه قدرتى بدست آورده است ، خواه از نوع طبيعى آن باشد و خواه از نوع قراردادى آن ، به خويشتن چنين تلقين مىكند كه قوانين هستى امتيازى خاصّ به وى داده كه به ديگران نداده است و اين بخشش كه از طرف قوانين هستى به او صورت گرفته است ، مربوط به شايستگى او است ، چنان كه محروميّت ديگران از آن بخشش مربوط به ناشايستگى آنان مىباشد هفت - تاكنون آنچه كه از كتب آسمانى و پيامبران و اوصياء و اولياء و حكماى راستين براى بشريّت آمده و با جدّىترين وضع تبليغ گشته است ، اينست كه زندگى بشرى در اين خاكدان با ورود به زير خاك پايان نمىپذيرد و اين روزهائى كه در اين دنيا براى بشر مىگذرد به يك روز نهائى منتهى مىگردد كه همهء سطوح و ابعاد و استعدادهاى بشرى و آنچه كه در اين دنيا بوسيلهء انديشه‌ها و اعمال و گفتارهايش اندوخته است ، نمودار خواهد گشت و حيات ابدى كه در پيش خواهد گرفت بر مبناى همان سطوح و ابعاد و استعدادها با اعمال اندوخته بجريان خواهد افتاد . تبليغ اتّصال اين زندگى زودگذر