محمد تقي جعفري
19
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مبادى كه در بوجود آمدن آن حوادث و رويدادها دخالت داشته است بر روى خود آنها نوشته شده باشد و همچنين با كمال وضوح و روشنائى نتائج قطعى و مظنون و محتمل آن حوادث و رويدادها با خطَّ جلىّ در سطح آشكار آنها نوشته شود ، باز عبرت نخواهد گرفت ، زيرا فرض اينست كه انسان مورد بحث ، ارزشى براى حيات جز خور و خواب و متورّم ساختن خود طبيعى سراغ ندارد . لذا كتاب هستى با همهء حوادث و واقعيّاتى كه در آن مستور است ، براى اين گونه اشخاص بالشى براى خواب است كه سر بر آن بنهند و به ديدن خوابهاى غير قابل تفسير و تعبير مشغول شوند و هرگاه قدرتى بدست آوردند براى دفاع از منافع ادّعايى خود كه معنايى جز غارت جان و مال انسانهاى ضعيف ندارد ، جنگهائى خانمانسوز مانند جنگ جهانى اوّل و دوم راه بيندازند و خون ميليونها انسان را بر روى زمين بريزند و ميلياردها موادّ قابل استفاده براى معيشت مخلوقات خداوندى را مبدّل به خاكستر كنند و سپس دستور بدهند كه مقامات علمى و فلسفى آنان براى تخدير و ناآگاه ساختن مردم در بارهء آن جنايتها و غارتها ، سرسامها و هذيانهاى مخدّرى را بعنوان فلسفهء علمى تاريخ تحليل فلسفى تاريخ در امثال جملات زير مرقوم و تدريس بفرمايند : « ما موجودات تكامل يافته » ، « ما سر فصل تكامل » ، « ما راهيان راه انسانيّت » « ما بوجود آورندهء قرن علم و آزادى » ، « ما مترقّيان و پيشرفتگان تاريخ بشرى » . اگر در بارهء اين حيوانات درنده ، سخنى غير از بيت زير كه خدا در قرآن مجيد مضمون آن را در مواردى فرموده است : چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشم بندى خدا پيدا كرديد ، به اين جانب منّت گذاشته و از راه لطف و احسان براى اين جانب ارسال فرمائيد . آيا احتمال مىدهيد كتابهاى تاريخ را موريانه خورده است آيا لغتهائى كه كتابهاى تاريخ با آنها نوشته شده است غير از لغتهائى است كه بشر با آنها آشنائى دارد يا احتمال مىدهيد كه محتويات تاريخ همگى ساختگى است آيا اصلا چنين احتمالى شايسته است كه بگوييم ما تاريخ نداريم و در همين لحظه است كه كهكشانها با منظومه هائى كه دارند و زمين كه در يكى از آنها قرار گرفته است با همهء موجوداتش