محمد تقي جعفري

20

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بوجود آمده‌اند نه يك لحظهء پيش يقين است كه پاسخ همهء اين سؤالات منفى است ، زيرا انسان تاريخ قابل درك دارد و هر چه كه در تاريخ واقع شده است ، طبق قوانين بوده است و كسانى كه اين واقعيّت را ناديده مىگيرند ، مبارزه اى را با خويشتن سر داده‌اند كه حتّى حاضر نيستند يك دقيقه براى شنيدن آن سرگذشتها و قوانين جاريه در آن گوش فرا دهند . بسيار خوب ، آنان گوش فرا ندهند ، ما مىدانيم كه قانون هستى با كمال حسّاسيّت به سرسامها و هذيانهاى آنان گوش فرا مىدهد و جست و خيزهاى عروسكانهء آنانرا مىبيند و از ابعاد ديگر در وجود خود آنان و يا نسلهائى كه پس از آنان مىآيند ، منعكس مىنمايد ، زيرا تكامل و ترقّى و اعتلاى آقايان هنوز به آن درجه نرسيده است كه بتواند قانون « عمل و عكس العمل » ( كنش و واكنش ) - اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا را محو و نابود سازد . 24 ، 36 - ا و لستم ترون اهل الدّنيا يصبحون و يمسون على احوال شتّى : فميّت يبكى و آخر يعزّى ، و صريع مبتلى ، و عائد يعود ، و آخر بنفسه يجود ، و طالب للدّنيا و الموت يطلبه ، و غافل و ليس بمغفول عنه ، و على اثر الماضى ما يمضى الباقى ( آيا شما اهل دنيا را نمىبينيد كه با احوال گوناگون ، صبح را به شام مىرسانند و شام را به صبح - مرده اى كه بر او مىگريند ، و به ديگرى تسليت داده مىشود ، برخى افتاده ايست مبتلا ، بعضى ديگر عيادت كننده ايست كه بر بالين بيمارى براى عيادت وى حاضر شده است ، يكى ديگر بجان خود مىپيچد . جوينده اى كه دنيا را مىجويد و مرگ در جستجوى او است ، و غافلى كه مورد غفلت نيست و باقيمانده بدنبال گذشته مىگذرد . )