محمد تقي جعفري

180

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

22 ، 28 و إنّ من أبغض الرّجال إلى اللَّه تعالى لعبدا وكله اللَّه إلى نفسه ، جائرا عن قصد السّبيل ، سائرا به غير دليل ، إن دعى إلى حرث الدّنيا عمل ، و إن دعى إلى حرث الآخرة كسل كأنّ ما عمل له واجب عليه و كأنّ ماونى فيه ساقط عنه ( و قطعا از مبغوضترين مردان نزد خدا آن بنده ايست كه خدا او را به خود واگذاشته است . اين بندهء رها شده به حال خود از راه حقّ متجاوز ، و بدون رهبرى كه دليل راه است ، در حركت است . اگر اين بندهء رها شده به حال خود به كشتكار دنيا خوانده شود به كار مىافتد و اگر به كشتكار اخروى خوانده شود كسل و افسرده مىگردد ، گوئى آنچه كه براى آن عمل كرده است ( امور دنيوى ) براى او واجب و آنچه كه در آن سستى و كاهلى ورزيده است ( امور اخروى ) از او ساقط است . ) انسانى كه به حال خود رها شده است ، انحرافش از صراط مستقيم قطعى است . آن لذّت پوچ و زودگذر كه بدنبالش انحراف از صراط مستقيم قطعى است ، لذّت احساس رهائى بىاساس است كه آدمى را مىفريبد و او را از خويشتن بيگانه مىسازد . كودك با احساس كمال رهائى در باغچهء حياط يا در باغ و بيابان بدنبال پروانه مىدود . آيا كودك در اين احساس رهائى ، تكيه بر واقعيّت دارد او نمىداند كه اوّلا هر پرندهء كوچكى پروانه نيست ، و هر پروانه اى كه از جلوى چشمان او مىپرد ، او نخواهد توانست آن را بگيرد . او نمىداند ، وقتى كه پروانه را گرفت اگر اندكى آن را در ميان انگشتانش فشار بدهد ، آن حيوان خواهد مرد . او نمىداند كه براى گرفتن پروانه باغچه اى را كه كاشته شده است با دويدن توى آن ، گلها يا ديگر روييدنيهاى با ارزش را نابود مىكند . او نمىداند كه پدر يا مادر يا برادر يا خواهر همهء حركات او را زير نظر دارند ، چند ساعت ديگر لباسهايش را كه كثيف شده است عوض خواهند كرد ، او را بحمّام برده بدنش را شستشو خواهند داد . دو ساعت ديگر