محمد تقي جعفري
14
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
زير ، خطائى آشكار است ، زيرا ما در دلائل زير خواهيم ديد كه اغلب اشياء و انسانهائى كه محترم و مقدّس بودهاند ، كلمهء خدا در بارهء آنها به كار مىرفته است . 1 - ابو ريحان بيرونى مىگويد : جالينوس گفته است : « مردان با فضيلت ، بسبب مهارت و استادى كه در صنايع و معالجات طبّى بدست آوردهاند ، شايستهء ورود در جرگهء » خدايان « گشتهاند ، از آن جمله اسكولابيوس و ديونيسيوس در گذشته دو انسان بودند ، سپس بمقام خدائى رسيدند ، زيرا اوّلى بمردم طبّ را تعليم مىكرد و دومى صنعت انگور كارى را » ( 1 ) ملاحظه مىشود كه تكامل و رشد انسانى دو شخصيّت مزبور را كه مورد احترام جامعه قرار گرفته بودند ، موجب وصول بمقام فضيلت و تقدّس كه شايستهء اصطلاح « خدا » ( نمايندهء خدائى ) گشتهاند ، معرّفى مىنمايد . 2 - قبيلهء نزار در هنگام بجا آوردن اعمال مكَّه اين ذكر را مىگفتند : لبيّك اللَّهم لبيّك ، لبيّك لا شريك لك ، إلَّا شريك هو لك تملكه و ما ملك ( 2 ) . ( اجابت مىكنم دعوت تو را اى خداوند ، اجابت مىكنم . اجابت مىكنم ترا ، شريكى براى تو نيست ، مگر شريكى كه آن هم از آن تست ، تو مالك آن شريك هستى و مالك هرچه كه مملوك آن شريك است ) . اين بت پرستان در اين ذكر ، اولا توجّه و گرايش به خداى بزرگ ( اللَّه ) را ابراز مىنمايند و سپس شريكى را كه براى او قرار دادهاند ، ( عزّى ) را مورد توجّه قرار داده و با اين كه آن را در همين ذكر مىپرستند ، مملوك « اللَّه » قرار مىدهند . 3 - ابو ريحان بيرونى مىگويد : « معلوم است كه طبيعت مردم عوام همواره ميل به محسوس و تنفّر و وحشت از معقول دارد ، زيرا معقول از آن مردم دانا است كه در هر زمان و مكان در اقلَّيتند و به همين جهت بوده است كه شمارهء فراوان از اقوام
--> ( 1 ) تحقيق ما للهند - ابو ريحان بيرونى ص 25 نقل از « تشويق بر آموزش صنعتها - جالينوس » . ( 2 ) الأصنام - ابو منذر هشام بن محمّد بن سائب كلبى با تحقيق استاد احمد زكى پاشا چاپ 1332 مطبعهء اميريّهء قاهره ص 7 .