محمد تقي جعفري

15

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و ملل به صورتگرى و مجسّمه سازى اشتياق نشان مىدهند » ( 1 ) هم اكنون در سرزمين هند در معابد هند مجسّمه‌هاى گوناگونى مورد تقديس و احترام است ، ولى شما وقتى كه به كتابهاى مقدّس هندوها مراجعه مىكنيد و با برهمنان در بارهء اين موضوع گفتگو مىنماييد ، مىبينيد آنان آن مجسّمه‌ها را بعنوان تجسيم كنندهء جمال و جلال خداوندى و تقريبا وسيلهء تمركز قواى دماغى براى توجّه به ماوراى طبيعت ، تقديس و احترام مىكنند . [ خود اين جانب در سفر هند براى شركت در سمينار بين المللي ابن سينا در دهلى نو اين هدفگيرى را در معابدى متعدّد از هندوستان كه با برهمنان گفتگو كرديم شنيدم . ] 4 - هيچ كس ترديدى در اين حقيقت ندارد كه أفلاطون يكى از پيشتازان مكتب الهيّون است . » افلاطون تأكيد مىكند كه ماوراى دو نمونهء اساسى جهان ( مثل و جهان محسوس ) آفرينندهء توانائى وجود دارد كه مىتواند يكى از آنها را كه مثل است بوجود بياورد و عالم محسوس كه سايهء آن است ، احتياجى به آفرينش مجدّد ندارد و نخستين صفت اختصاصى اين آفرينندهء مطلق علَّت فاعلى بودن او است و اين آفرينندهء مطلق است كه نظم و جمال را بوجود مىآورد » ( 2 ) باز در فصل چهارم در مبحث « روح عالم » مىگويد : « روح عالم » نخستين و قديمىترين مصنوع خدا است ، آن هم موجود الهى است » ( 3 ) با اين حال كه افلاطون به وجود خداى بزرگ يقين و اعتقاد دارد ارواح بشرى را از ساخته‌هاى خدايان ثانوى معرّفى مىكند ( 4 ) . در جاى ديگر از همين مأخذ ( ص 235 فصل دهم ) مىگويد : « پس خداوند به آفرينش سائر كائنات شروع كرد و آنها را به صورت « مثل » قرار داد . چيست آن مثل » ؟ شمارهء آنها چقدر است اين « مثل » چهارتاست : يك - جنس خدايان آسمانى ( مثلا مجرّدات ) دو - جنس بالدار كه در هوا شناور است . سه - نوع آبى چهار - جنسى كه با پاهايش راه مىرود ( 5 ) . ملاحظه مىشود كه افلاطون اصطلاح خدايان را در موجودات

--> ( 1 ) تحقيق ما للهند ص 84 . ( 2 ) طيماوس - افلاطون ص 51 و 52 فصل سوم . ( 3 ) همين مأخذ ص 55 فصل چهارم . ( 4 ) همين مأخذ ص 125 فصل هفتم . ( 5 ) همين مأخذ ص 235 فصل دهم .