محمد تقي جعفري
13
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ثابته كه حاكم بر آن است ، از توحيد مبدء هستى كه خدا است ، برخوردار بوده است . توجّهات و گرايشها و نيايشهاى ماوراى طبيعى انسانها كه مساوى تاريخ او حركت كرده و پيش رفته است ، از دلائل روشن براى اثبات همين حقيقت است كه بشر بى توحيد زندگى نكرده است ، اگر چه در تطبيق آن واحد فوق طبيعى به هويّتها و مصاديق با يكديگر اختلاف داشتهاند . آنچه كه براى ردّ اين قضيّه بيان شده است ، دو موضوع است : موضوع يكم - آثار و ترسيمها و مجسّمه هائى است كه گفته مىشود ، بشر به اين پديدهها عبادت كرده است و يكتاپرستى بان معنى كه پس از ابراهيم ( عليه السّلام ) رواج پيدا كرده ، وجود نداشته است . اين موضوع نمىتواند قضيّهء يكتا پرستى را از دوران ما قبل ابراهيم عليه السّلام مردود بسازد ، زيرا ما در بررسى آن آثار و ارتباط سحر و جادوئى و حتّى ارتباط گرايش عبادى به آنچه كه آن آثار نشان مىدهند ، با نمودهائى گنگ و بىزبان روياروى هستيم ، و نمىتوانيم بر مبناى منطق علمى بوسيلهء آن نمودها كه احتمالات ارتباطات مغزى و روانى در آنها متعدّد است اثبات كنيم كه عبادت انسانهاى ما قبل ابراهيم ( عليه السّلام ) در همان نمودها منحصر بوده و هدف آنان جز همان شكلى از ارتباط كه آثار نشان مىدهند ، نبوده است . امروزه در همهء دنيا اماكن مقدّس وجود دارد كه بشر اشيائى را در آن اماكن مورد احترام شديد قرار مىدهد ، مانند الحجر الاسود در بيت اللَّه الحرام و خود سنگهاى آن بيت ، با اين كه اگر يك مسلمان با هدف گيرى پرستش ، بان سنگها احترام كند ، قطعا كفر ورزيده است . موضوع دوم - عبارتست از شيوع فراوان « خدايان » در امتداد تاريخ ، مىدانيم كه در اغلب جوامع در دورانهاى ما قبل ابراهيم ( ع ) حتّى در قرون و اعصار بعد از ابراهيم تا امروز اصطلاح « خدايان » بسيار رائج بوده است . اين خدايان در هر يك از اقوام و ملل هويّتهاى مخصوص داشته و كارهاى خاصّى به آنها نسبت داده شده است برخى از نويسندگان گمان كردهاند : اين خدايان معبودهاى واقعى آن اقوام و ملل بوده و بجاى خداوند يكتا مورد پرستش قرار گرفتهاند . اين موضوع با نظر به دلائل