محمد تقي جعفري
9
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
1 - تغيير از حالى به حالى [ يا از صورتى به صورتى ديگر ] مشابه گذشته مانند تبديل و تغيير مقدارى از موادّ به كاسه اى كه در گذشته نيز كاسه بوده است . 2 - تغيير از حالى به حالى جديد ، بدون سابقهء مشابه ، مانند تغيير دادن تفالهء نيشكر به كاغذ . اين هر دو نوع تغيير ممكن است تحليلى و يا تركيب بوده باشد . تغييرات شيميائى چند عنصر به يك مادّه جديد ، تغيير تركيبى است و تجزيهء يك مركَّب شيميائى مانند آب به عناصر تركيب كنندهء آن ، تغيير تحليلى است ، مانند تحليل آب به دو عنصر تشكيل دهندهء آن ( اكسيژن و هيدرژن ) . در اين دو نوع تغيير ، موجوديّت شيء تغيير يافته پيش از دگرگونى ، واقعيّت داشته است . آنچه كه بوجود آمده است ، يا بعبارت صحيحتر بروز نموده است حالت يا صورت جديد مىباشد . شناخت انواع تغييرات و دگرگونىها براى درك معناى ابداع كافى نيست بلكه بايد براى شناخت ابداع مفهوم خلق ( آفرينش ) را هم بدانيم . مفهوم خلق كه در فارسى قابل تطبيق بر مفهوم آفرينش است ، در دو مورد به كار مىرود : مورد يكم - وارد كردن يك شيء به عرصهء هستى با جنبهء وسيله اى ، خلق به اين معنى در بارهء علل طبيعى و علل انسانى اطلاق مىشود ، يعنى مىتوان گفت كه ميوه مخلوق درخت است و بره مخلوق گوسفند و اثر هنرى مخلوق انسان . ولى با اندك دقّت معلوم مىشود كه علل طبيعى و علل انسانى جنبهء وسيله اى براى امر خلقت دارند . حتّى آن اثر هنرى يا علمى و صنعتى كه انسان بدون سابقه آن را بوجود مىآورد يا كشف و اختراع مىنمايد ، به جهت آنكه استعداد و نبوغ انسانى مربوط به خود او نيست ، چنان كه بارقههاى بوجود آمده از آن استعداد و نبوغ در اختيار انسان نمىباشد ، لذا نمىتوان براى اين گونه وارد كردن اشياء و نمودها به عرصه هستى ، خلق و خلقت و خلَّاقيّت حقيقى گفت ، اگر چه