محمد تقي جعفري

60

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بهره بردارى از درياها بوسيلهء اصول علمى و بجريان انداختن چشمه سارها و غيره . معناى اين جمله آن نيست كه اگر در يكى از محيطها موضوع آب با هيچ يك از وسائل فوق حل نشد ، انسانها بايد در همان محيط بمانند يا از بين بروند يا در تنگناى مشقّتبار محيط بىآب را تحمّل نمايند هجرت انسانها از اين گونه موارد همان اندازه واجب است كه از بلاد كفر و جوامع ناسازگار با عقائد و تفكَّرات حقّ و وجوب هجرت را در همهء موارد فوق ( در موارد استضعاف چه مادّى و چه معنوى ) مىتوان باضافهء حكم عقل سليم از آيهء 97 در سورهء النّساء استفاده نمود : * ( إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً ) * ( فرشتگان هنگامى كه آن كسانى را كه به خود ستم روا داشته‌اند ، در مىيابند به آنان مىگويند : شما در چه حال بوديد . مىگويند : ما در روى زمين مستضعف بوديم ، فرشتگان مىگويند آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن مهاجرت كنيد . منزلگه نهائى آنان دوزخ و چه سرنوشت بديست . ) 269 ، 278 - ألَّف غمامها بعد افتراق لمعه ، و تباين قزعه ، حتّى إذا تمخّضت لجّة المزن فيه ، و التمع برقه في كففه ، و لم ينم و ميضه في كنهور ربابه و متراكم سحابه ، أرسله سحّا متداركا قد أسفّ هيدبه ، تمريه الجنوب دررأ هاضيبه و دفع شابيبه 6 - ( خداوند سبحان ابرها را پس از جدائى قطعاتش از يكديگر و اختلاف پاره‌هاى لطيفش با همديگر جمع و تأليف فرمود . تا آن گاه كه پاره‌هاى ابرى در آن به حركت شديد در آمد و برق آن در طول امتداد اطرافش درخشيد و درخشش آن در ميان قطعات ابر سفيد و متراكمش خاموش