محمد تقي جعفري
61
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نگشت خداوند متعال آن ابر را در حالى كه ريزان و قطعاتش بهم پيوسته بود فرستاد و در وضعى كه شاخههاى آن [ مانند خطوطى ] آويزان بود به زمين نزديك شد باد جنوبى جارى و ريزش پىدرپى آن ابر را به حركت در آورد و ريزش بارانش را شديد ساخت . ) 17 - تركيب اجزاء ابر و به حركت در آمدن آن مفاهيم بسيار با اهمّيّتى در جريان ابر و واحدهاى تشكيل دهندهء آن در جملات فوق آمده است . مباحث علمى مربوط به ابر و باران و بادها و پديدههاى الكتريكى كه در اصطكاك تند قطعات ابرى كه باردار الكتريكى مىباشند بسيار مهمّ و قابل توجّهء و بهره بردارى مىباشند و مطالعه كنندهء محترم بايد آن نظريّات و مسائل علمى را منظور نمايد و آن گاه با مفاهيم بسيار با اهمّيّتى كه أمير المؤمنين عليه السّلام در اين جملات به كار برده است مقايسه نمايد . 279 ، 289 - فلمّا ألقت السّحاب برك بوانيها و بعاع ما استقلَّت به من العبء المحمول عليها ، أخرج به من هوامد الأرض النّبات و من زعر الجبال الأعشاب فهي تبهج بزينة رياضها و تزدهى بما ألبسته من ريط أزاهيرها و حلية ما سمطت به من ناضر أنوارها ، و جعل ذلك بلاغا للأنام ، و رزقا للأنعام ، و خرق الفجاج في آفاقها ، و أقام المنار للسّالكين على جوادّ طرقها . 7 - ( هنگامى كه ابر سينهء خود را با قطعات آن بر زمين پيوست [ مانند نشستن شتر با سينهء خود بر زمين ] و بار سنگينى را كه با خود حمل كرده بود بر زمين نهاد بوسيلهء بارش آن ابر ، گياه از خشكىهاى زمين و علفهاى تازه از مواضع بىگياه كوهها برآورد . در اين حال زمين با آرايش باغهايش شكوفا گشت و از پوشاك ظريفى از شكوفههاى معطَّر و زيبا كه بر تن كرده بود و از نظم پيوسته شكوفهها و بوتههاى با طراوت كه آن را مىآراست ، به خود باليدن