محمد تقي جعفري

310

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بر مالكش و تابعى بر متبوعش باشد . فتنهء بنى اميّه بطور قبيح و وحشتناك و دسته دسته با وضع جاهليّت بر شما وارد مىگردد ، نه منارهء هدايتى در آن وجود دارد و نه نشانه اى كه ديده شود و راه گشا باشد . ) اگر يك جامعه اى با آگاهى و اختيار ، والى عادل را بر زمامدارى نپذيرد بزنجير اربابان ستمپيشه با كمال جبر و نابينائى گردن خواهد نهاد . اين مدّعى تكامل كه انسان ناميده مىشود ، همهء شرايط و عناصر تكامل را جمع كرده است فقط يك چيز مانده اگر آن را هم بدست بياورد ، همانطور كه انسان پرستان از انسان بىخبر فرموده‌اند در حدود يك وجب و نيم در كمال از خدا بالاتر مىرود آن چيز اينست كه اين تكامل يافته خيلى سريع النّسيان است . و بگفتهء مردم : يك ساعت پيش ناهارى را كه خورده است فراموش مىكند . غرض از اين مقدّمه اينست كه بشر در تاريخ طولانى كه پشت سر گذاشته است ، اين جريان را همواره مشاهده كرده است كه وقتى كه از پذيرش قوانين عادلانه و زمامدار عادل سر باز مىزند ، بجاى قانون گرفتار زنجير و بجاى زمامدار گرفتار ارباب مىشود . با اين حال ، باز همين جريان را تكرار مىكند گوئى اصلا با چشمش نمىبيند كه - هر كه گريزد ز خراجات شهر باركش غول بيابان شود بهترين تعبير در بارهء جريان تاريخى فوق همان است كه امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد كه : پس از من كه يك زمامدار عادلم و شما را با قانون الهى كه عدل محض است اداره مىكنم ، ارباب ( مالكان مدّعى ربوبيّت زمين و حيات انسانها ) بسراغتان خواهند آمد . از اين ارباب جز ضرر و آسيب چيزى عائد شما نخواهد گشت مگر اين كه سودى به آنها داشته باشد . و اگر سودى به آنها نداشتيد ، براى اين كه در روى زمين بتوانيد زندگى كنيد و نفس بكشيد حدّاقل ماليّاتى كه بايد بپردازيد اينست كه كمترين ضررى را به آنها نرسانيد .