محمد تقي جعفري

293

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ابي طالب در يك شب رفت و جنازهء سلمان را تجهيز ( تغسيل و تكفين و تدفين ) نمود و برگشت ابن الجوزى گفت : آرى ، روايت شده است . زن پرسيد كه جنازهء عثمان سه روز در روى زمين [ عبارت ابن ابى الحديد منبوذا فى المزابل است ] ماند و علىّ بن ابي طالب حاضر بود ابن الجوزى گفت . آرى . زن گفت : [ حتما كار على براى ] يكى از آن دو بر خطاء بوده است . ابن الجوزى گفت : اگر بدون اجازهء شوهرت از خانه ات بيرون آمده اى ، لعنت خدا بر تو و اگر با اجازهء شوهرت بيرون آمده اى لعنت خدا بر او . زن گفت : عائشه به جنگ على با اذن پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم رفته است يا بدون اذن او ابن - الجوزى از سخن گفتن بريده شد و پاسخى پيدا نكرد . » ( 1 ) در همين صفحه روايت مىكند كه « قتاده به كوفه داخل شد و مردم دور او را گرفتند ، قتاده گفت : از هر چه كه بخواهيد از من بپرسيد و ابو حنيفه كه در آن موقع پسرى جوان بود حاضر بوده ، گفت : از وى بپرسيد : مورچهء سليمان عليه السّلام نر بود يا ماده وقتى از وى پرسيدند ، پاسخ نتوانست بدهد ، خود ابو حنيفه گفت : آن مورچه ماده بود ، به او گفته شد : از كجا فهميدى گفت : از كتاب خدا كه فرموده است : قالت نملة و اگر نر بود خدا مىفرمود : قال نملة زيرا لفظ نملة هم در مورد نر به كار مىرود و هم در مورد ماده ، مانند لفظ حمامه ، شاة و آنها را با علامت تأنيث از هم تفكيك مىكنند » چنان كه هيچ كس اين جملهء امير المؤمنين عليه السّلام لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا را منكر نشده و راويان و اهل حديث فراوانى نقل نموده‌اند كه آن حضرت جملهء مزبور را فرموده است ، همانطور اين كه آن بزرگوار جمله سلونى را فرموده است ، هيچ كس آن را مورد ترديد قرار نداده است امّا مردم بيمارگونهء آن دوران از امير المؤمنين عليه السّلام چه پرسيدند و چه پاسخ گرفتند نقل آن

--> ( 1 ) . منهاج البراعه ج 7 - ص 74 .