محمد تقي جعفري

294

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

سؤالات جز احساس شرم و سرافكندگى هيچ نتيجه اى در بر ندارد . بعنوان نمونه در مباحث گذشته ديديم كه يكى از آنان كه جملهء سلونى را از امير المؤمنين عليه السّلام شنيد ، چنين سؤال كرد : يا على ، ريش من چند عدد مو دارد و شرمآورتر اين كه همين مردم مىخواستند تكليف زندگى آن قهرمان زندگى و مرگ را روشن كنند شايد اگر قدرتى را در خود مىديدند حقيقت زندگى و هدف اعلاى آن را به آن شهود كنندهء حقّ و حقيقت تعليم مىفرمودند در خاتمهء اين مبحث جملاتى را از ابن ابى الحديد در پيرامون اخبار غيبى كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده و همهء آنها مطابق واقع بوده است ، نقل مىكنيم : پيش از نقل آن جملات يادآور مىشويم كه ما در مجلَّد دهم از صفحهء 251 تا صفحهء 261 پانزده مورد از اخبار غيبى آن حضرت را با مقدّمه اى از صفحهء 242 به بعد متذكَّر شده‌ايم . براى تكميل آن مبحث اين پانزده مورد را هم در همين مبحث مىآوريم : اخبار غيبى امير المؤمنين عليه السّلام ابن ابى الحديد چنين مىگويد : « فصل في ذكر أمور غيبيّة أخبر بها الإمام ثمّ تحقّقت » فصلى است در ذكر امورى غيبى كه امام به آنها خبر داده و سپس آنها تحقّق يافته‌اند . بدان كه امير المؤمنين عليه السّلام در اين فصل سوگند بخدائى ياد كرده است كه جانش در دست او است ، به اين كه آنان ( مردم ) از هيچ حادثه اى ما بين موقعيّت خودشان در آن زمان تا روز قيامت نخواهند پرسيد مگر اين كه امير المؤمنين عليه السّلام بانان در بارهء آن حادثه خبر خواهد داد و در بارهء طائفه اى كه بوسيلهء آن صد نفر هدايت خواهد گشت و صد نفر به ضلالت خواهد افتاد و در بارهء دعوت كنندگان و فرماندهان و رانندگان و جايگاه‌هاى فرود آمدن مركبهاى آنان و همچنين در بارهء كسى از آنان كه كشته خواهد شد