محمد تقي جعفري

287

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كمالى اعلا بنام خدا براى آنان مطرح نباشد كه در راه محبّتش از هرگونه فداكارى و فرورفتن در سختىها مضايقه ننمايند ، جمعيّتها متفرّق شود و اميال و آرمانهاى مختلف و دلها نا معتدل ، قدرتها تجزئه شده ، بصيرتها مبدّل به نابينائىها و هدفگيريها و تصميمها ناهماهنگ و متشتّت . اين نكبتها و اختلالات ، هويّت انسانى را مختلّ مىسازد ، وقتى كه هويّتى در شخصيّت انسانى نبود همانطور كه در بالا گفتيم : نه فرهنگى مطرح است و نه تمدّنى . كسانى كه در اين مدّعا ترديدى دارند ، مىتوانند به پنجاه و دو پديدهء نكبت و سقوط مراجعه نمايند كه در مبحث « 20 - گرايش تبهكاران به فساد و افساد در روى زمين و نتائج آن و پنجاه و دو پديدهء نكبت و سقوط كه با ادّعاى تكامل به هيچ وجه سازگار نمىباشد » متذكَّر شده‌ايم . چه انگيزه اى باعث شده است كه متفكَّران دوران معاصر دين را بعنوان عامل يا يكى از عوامل مؤثر در تاريخ به حساب نمىآورند متفكَّران دوران معاصر ما [ مقصود از دوران معاصر دو قرن اخير است ] خيلى از مسائل را ناديده مىگيرند ، و آنها را مورد توجّه قرار نمىدهند ، ولى اين بىاعتنائى را نبايد يك انسان متفكَّر كه علاقه به درك خود واقعيّات دارد مورد اعتناء قرار بدهد و بايد به كار جدى خود مشغول شود . مثلا خيلى از متفكَّران دوران ما ، در اين مسئله كه چگونه مىتوان اصل « صيانت ذات » را بفعليّت رسانده و تنظيم نمود كه آدمى بدون ابتلاء به بيماريهاى خود بزرگبينى و خود كوچكبينى بتواند از همهء عظمتها و استعدادهاى ذات بهره مند شود ، به هيچ وجه انديشهء جدّى نمىكنند خيلى از متفكَّران دورانهاى اخير ، مسائل اخلاقى را بطور جدّى مورد تحقيق و بررسى قرار نمىدهند و عدّهء فراوانى از متفكَّران هستند كه در بارهء زيباييهاى معقول يا نمىانديشند ، يا آنها را بسيار سطحى و بىاساس تلقّى مىكنند و حتّى متفكَّرانى هستند كه نمىخواهند