محمد تقي جعفري

251

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

معتاد به هروئين و كسى كه روى زخم بدنش را مىخارد و لذّتى از آن خارش احساس مىكند و بديهى است كه تحريكات آن نشاط و شادى و لذّت تا نابودى خود زندگى ادامه پيدا مىكند . 4 - آرمانهاى بزرگ - يكى از عناصر فوق العاده عالى تمدّن انسانى ، عظمت آرمانهائى است كه درون مردم جامعهء متمدّن را براى عمل عينى به خود مشغول بدارد . مانند آرمان افزايش دائمى معرفت ، برخوردارى همهء مردم از حقوق ضرورى حيات ، رخت بر بستن دروغ و مكرپردازى از زندگى بشرى ، تطابق رفتارها با انگيزه‌هاى واقعى خود ، جريان سياستها بر مبناى هدفگيريهاى و الا در قرار دادن انسانها در مسير تكامل ، و امثال اين آرمانها كه متأسّفانه مغز و روان مردم امروزى جوامع به جهت از دست دادن احساس ارزشها و كمالات ، از نداشتن آنها احساس هيچگونه رنج و نكبت نمىكند اين همان نكبت و رنج مغفول است كه ابن سينا در اشارات تذكَّر داده است : الان إذا كنت في البدن و في شواغله و علائقه و لم تشتق إلى كمالك الممكن أولم تتألَّم بحصول ضدّه فاعلم أنّ ذلك منك لا منه ( اكنون كه در مجاورت بدن و در اشتغالات و علائق مادّى آن فرو رفته و اشتياقى به وصول بان كمال كه براى تو ممكن است ، در خود احساس نمىكنى و يا از حصول ضدّ كمال ( پستى و رذالت و حقارت ) در خويشتن احساس درد و رنج نمىنمائى ، بدان كه اين نكبت مستند به خود تست نه بان كمال و عظمتها كه براى تو امكانپذير است . ) چه نام فريبنده و اصطلاح گولزن است تمدّن ، در آن هنگام كه انسانهايش عشق را كه داراى اين قدرت است - عاشق شو ار نه روزى كار جهان سر آيد ناخوانده درس مقصود از كارگاه هستى مبدّل به درشكه‌هاى كرايه اى ( به اصطلاح بالزاك ) نمايند