محمد تقي جعفري
186
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
روشن است . بىاعتنائى سياستمداران و زمامداران در بارهء مردم بقدرى تند و زننده است كه و ايتهد را وادار كرده است بگويد : « طبيعت بشرى آن چنان گره خورده است كه همهء برنامههاى اصلاحى كه نوشته مىشود در نزد زمامدار حتّى از كاغذ باطل شده بوسيلهء نوشتن برنامه روى آن نيز بىارزشتر است » ( 1 ) يعنى حيف و دريغ از آن صفحهء كاغذ كه بوسيلهء تكامل يافتگان تعيين در تكليف براى يك يا چند تكامل يافتهء ديگر باطل شده و در جيب يا در قفسهها در آرزوى دوران ريخته شدن به سطل زباله بسر مىبرد 36 - هنوز تكليف هنر روشن نشده و رسالت اين پديدهء عالى و سازنده معلوم نيست . اصلا اين حركت تكاملى كه بشر شروع كرده است ، بقدرى از هنر اشباع شده است كه نيازى به اصالت بخشيدن به هنر و تقويت عقل و اشباع احساسات عالى انسانى بوسيلهء هنر را نمىبيند و چه هنرى بالاتر از اين كه هنر فقط براى تلمبه زدن به فوارهء غريزهء جنسى كه منبعش در بالاترين فضاى حيات نصب شده است و نيازى به تلمبه زدن ندارد [ بلكه از جهاتى به مختلّ ساختن دستگاه منتهى مىگردد ] استخدام شود و بقول مولوى : جز ذكر نى دين او نى ذكر او سوى اسفل برد او را فكر او و با اين حال ادّعايش چنين است كه من راه كعبهء كمال را پيش گرفتهام در صورتى كه خودش مىداند : « اين ره كه تو مىروى به تركستان است » . 37 - مباحث نسبى و مطلق و ثابت و متغيّر بكجا رسيده است گويا : ناتوانى اسفانگيز از تفسير و تطبيق نسبىها و مطلقها و ثابتها و متغيّرها هيچ ارتباطى به تكامل و تناقص ندارد چه اشكالى دارد كه ما در معارف خود هيچ آشنائى با چهار موضوع فوق نداشته باشيم همين مقدار كافى است
--> ( 1 ) . نفوذ و ماجراى ايدهها - آلفرد نورث و ايتهد متن اصلى انگليسى ص 13 .