محمد تقي جعفري
183
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
( و در درون تو جهانى بزرگتر نهاده شده است . ) هستند بانگيزگى هوى و هوس چند نفر بى خبر از خدا و انسان متلاشى خواهد گشت آيا هر چه انسان پيشتر حركت مىكند ، بر خودخواهى و لذّتجوئى و منفعتپرستى او كه بر آلام و ضررهاى ديگران تمام مىشود ، افزوده خواهد گشت آيا با گذشت زمانهاى بيشتر همهء حقائق عالى و با ارزش مانند علم و قانون و غير ذلك ابزار دست اقوياء خواهد شد اضطرابات ناشى از اين نگرانىها در وضع روانى همهء انسانهاى آگاه از جوانان نو رسيده تا كهنسالان سپيد موى تأثير ناگوار بوجود مىآورد . آيا اين نوع تكامل يافته فكرى در بارهء اين اضطرابات و نگرانىها مىكند اصلا آيا اين دلهرهها و آشفتگيها را جدّى تلقّى مىنمايد يك انسان آگاه مىگفت : شما چه فكر مىكنيد مگر نمىبينيد مردم شب و روز در ميان انواع بىشمار از وسائل تخدير غوطه ورند 30 - گويا حركت تكاملى چنين اقتضاء كرده است كه اين جزء تكامل - يافته كه انسان ناميده مىشود ، از مفهوم كلَّى و هدف اعلاى جهان و قوانينى كه او را در مسير تكامل قرار داده است ، اطَّلاعى نداشته باشد واقعا جاى شگفتى است كه آدمى كه در دامان اين جهان بزرگ شده و به اصطلاح به تكامل رسيده است ، چگونه باستثناى افراد نادر و استثنائى در هر قرنى ، نمىخواهند اين جهان را مگر در حدود خور و خواب و خشم و شهوتشان بشناسند حتّى همان كسان استثنائى هم كه در بارهء جهان و عظمت و شكوه قوانين و هدف عالى آن مىانديشند ، چنان از مردم غريب و بيگانه زندگى مىكنند كه گوئى از سنخ انسانها نيستند 31 - فرداگرايى ناشى از بريده شدن دست از امروز و ديروز و متلاشى ساختن واقعيّات با قطعات برندهء زمان ، بطورى كه مىتوان گفت : چندين هزار سال است كه ما تكامل يافتگان با اين بشارت بخويشتن « كه فردا كارها