محمد تقي جعفري

184

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

درست خواهد شد « در فرداها زندگى مىكنيم : عمر من شد برخى فرداى من واى از اين فرداى ناپيداى من ( 1 ) البتّه در دوران ما تاريكى اسلحهء گوناگون كه تكامل يافتگان براى راحت كردن يكديگر از زحمت نفس كشيدن آماده فرموده‌اند حتّى آن فرداهاى تسليت - بخش را هم از دستشان گرفته است . 32 - يك بيمارى فراگير كه همهء كاروانيان تكامل را در بر گرفته است ، مىتواند عاقبت و آيندهء اين تكاپوگر كمال را روشن بسازد . اين بيمارى فراگير « از خود بيگانگى » ناميده مىشود كه همواره معلولى بنام : 33 - « بيگانگى انسانها از يكديگر » را به ارمغان مىآورد . البتّه اين يك معلول جبرى براى آن علَّت است و آگاهى و آزادى و قدرت و پديده‌هاى ضدّ آنها دخالتى در آن ندارند زيرا وقتى كه من از خودم كه نزديكترين حقائق به خودم مىباشم احساس بيگانگى نمايم ، جاى ترديد نيست كه بطريق اولى از ديگر انسانها بيگانه خواهم گشت . 34 - يكى ديگر از دلائل تكامل اين نوع شگفتانگيز از حيوانات قرار دادن همه چيز در دكَّان معاملات است . حالا توجّه فرمائيد : به تو محبّت مىورزم كه تو هم به من محبّت بورزى به تو محبّت مىورزم كه از انتقامجوئى تو در امان باشم به تو محبّت مىورزم كه اثبات كنم من آدمى داراى عاطفه و محبّت هستم به تو محبّت مىورزم و خار از پايت در مىآورم كه تا در موقعش خار از پاى من در آورى به تو محبّت مىورزم كه درونم را شاد و منبسط نمايد البتّه اين گونه محبّت هم اگر چه مانند ديگر اقسام آن ، معامله ايست كه به سود شخصى انجام مىگيرد ، ولى با نظر به اين كه عوض مطلوب در اين قسم شادى و انبساط وجدانى است ، اين معامله شريفتر از اقسام ديگر است كه متذكَّر شديم .

--> ( 1 ) . برخى قربانى .