محمد تقي جعفري

175

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اشتغال دارد و چيزهائى كه تصوّر مىكند خلق كرده است و در گذشته هرگز وجود نداشته است و بروشنى چنين دوره اى از بحرانهاى انقلابى كه بشر با هيجان و اضطراب مطرح مىكند ، روح گذشتگان است كه در خدمت آنان در آمده است و انسان انقلابى [ آن چيزها را ] از نسلهاى گذشته عاريه گرفته مىجنگد ، فرياد مىكشد ، تظاهر مىكند بدين منظور كه ارائه كند ، صحنهء جديدى از تاريخ جهان را در اين زمان باز كرده است ، بان افتخار مىكند ( احساس غرور مىكند ) در حالى كه جامه اى بدل پوشيده و با زبان عاريتى سخن مىگويد » ( 1 ) مسائلى را كه در پيرامون مطالب فوق مىتوانيم مطرح كنيم ، بدينقرار است : يك - جملهء اوّل كه مىگويد : « بشر تاريخ خود را مىسازد » با مطالب بعدى كه بشر را يك جاندار صد در صد متأثّر از گذشتگان قرار مىدهد ، تناقض صريح دارد و نويسنده مىبايست بجاى جملهء مزبور اين جمله را « بشر در گذرگاه جبرى تاريخ جبراً ساخته مىشود » بگويد . دو - مىگويد : « نه آن طور كه مايل است و نه تحت شرائط و اوضاع و احوالى كه خود انتخاب كرده است بلكه تحت شرائط و اوضاع و احوالى كه مستقيما بر او وارد شده [ با او مواجه شده ] و به او داده شده و از گذشته به او منتقل گشته است » اگر اين جمله را مورد دقّت قرار بدهيد ، انتقادهاى زير را در آن خواهيد ديد 1 - آن گذشتگان كه شرائط و اوضاع و احوال را به دورهء آينده منتقل نموده‌اند ، آنها را از كجا گرفته بودند آيا دموكراسى را از شامپانزه‌ها و رياضيّات عاليه را از گوريلها و علوم مربوط به ذرّات بنيادين طبيعت را از هايدلبرگ و آن همه هنرهاى بسيار ظريف داوينچى را از عنكبوت و سمفونىهاى بتهون را از الاغهاى قبرس گرفته‌اند 2 - قدرت و استعداد اكتشاف و فرهنگسازى و تمدّن پردازى بشر چه شده است آيا اين كه دانشمندان مسلمين

--> ( 1 ) در بارهء جامعه و تغييرات اجتماعى تأليف نيل اسمسلر ص 165 از متن انگليسى .