محمد تقي جعفري
176
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در قرن سه و چهار و نيمهء قرن پنجم هجرى علم را از سقوط حتمى نجات دادند و تجربه و مشاهده را در بوجود آوردن دانش مبنا قرار دادند ، دروغ بوده است آيا اين همه اكتشافات و اختراعات كه در دو قرن 19 و 20 در مغرب زمين بروز كرده است ، دروغ بوده و همهء آنها ناگهان از آسمان به زمين باريده است يا از زمين روئيده است 3 - اگر گذشتگان بودهاند كه همهء اوضاع و شرائط و احوال و عناصر پيشرفتها و تمدّنها و انقلابات را به آيندگان منتقل مىنمايند چرا هر يك از آن گذشتگان آن اوضاع و شرايط و احوال و عناصر را به جامعه و نسل خود منتقل نمىسازند ، مگر هر جامعه اى از گذشتگان با نسلهاى آيندهء خود عداوت داشتهاند يونان آن فرهنگ علمى و سياسى و هنرى خود را به نسل خود نمىدهد و ناگهان مردمان رم مىآيند و از يونانىها غارت مىكنند و مىبرند و براى خود يك فرهنگ و تمدّن تشكيل مىدهند كه هم نرون خونخوار و ديوانه را مىسازد و هم مارك اورليوس فيلسوف خردمند و عاطفى را [ بجز در بارهء مسيحىها كه اين فيلسوف در بارهء آنان حسّاسيّت داشته است ] تمدّن بين النّهرين نه تنها به نسل خود بينالنّهرينىها منتقل نمىگردد و اقوام و جوامع ديگر آن را تعقيب مىكنند ، يا بوجود مىآورند ، بلكه قرنهاى بسيار طولانى اين سرزمين مانند هند دست بدست مىگردد . سه - اين كه اين نويسنده تأكيد مىكند كه همه چيز از گذشتگان است ، متوجّه نشده است كه واقعيّات شايستهء انسان كه همهء مردم خردمند در همهء ادوار و در همهء جوامع در تحصيل آنها تكاپو مىكنند ، امورى فطرى و مشترك مىباشند كه چنان كه به هيچ قوم و نژادى اختصاص ندارند ، به هيچ اقليم و دورانى هم بسته نيستند . اگر بر فرض جامعه اى امروز داد و فرياد راه بيندازد و طرح انقلابى بريزد كه من مىخواهم به « از خود بيگانگى » خاتمه بدهم و به خود - آشنائى و انسان آشنائى برسم ، اگر هم وسائل و ابزار و سخنان و شعارهائى نو در اين داد و فرياد و انقلاب داشته باشد ، اصل هدفى كه براى داد و فرياد