محمد تقي جعفري

161

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مغزى نوابغ مىباشد ، مانند رفتارهاى اختيارى عالى از شدّت اقلَّيّت ، بايد از استثناءها محسوب گردد . و بهر حال چنين رفتارى وجود دارد و يكى از با عظمتترين و با ارزشترين فعّاليّتهاى مغزى و روانى بشرى محسوب مىگردد . هر ابداعى پرده اى از امتيازات استعداد بشر بر مىدارد و موجب گسترش موجوديّت بشرى در عالم هستى مىگردد . مسلَّم است كه هر انسانى موفّق به ابداع نمىشود ، يعنى به فعليّت رسيدن استعداد ابداعى معلول عوامل و شرائطى است كه براى همه كس آماده نمىشود . دو مسئله در بارهء رفتار ابداعى در تاريخ بايد مطرح شود : يكى اين كه - آيا وسايل و طرقى وجود دارد كه استعداد ابداعهاى گوناگون هنرى ، علمى ، فلسفى و صنعتى و غير ذلك را به فعليّت برساند و مطابق نيازهاى مردم از آنها بهره بردارى شود اين همان مسئله است كه در تحقيقات مربوط به تعليم و تربيت ، تقويت استعداد خلَّاقيّت و به فعليّت رسانيدن آن ناميده مىشود . دوم اين كه - آيا رفتارهاى ابداعى از نظر سازندگى و تخريب و بطور كلَّى از نظر ارزش و ضدّ ارزش ، مربوط به نهاد انسانى است و خود انسان مبدع ( ابداع كننده ) در برابر آن دست بسته است يا اين كه نيروى ابداع حقيقتى است بيطرف از بدىها و خوبىها كه در نهاد انسانها بوديعت نهاده شده است . شكل و كيفيّتپذيرى نيروى ابداع ، مربوط به محتويات مغزى و آمال و آرمانها و تجارب و معلومات و هدفگيرىهائى است كه شخص ابداع - كننده داراى آنها مىباشد حقيقت اينست كه تاكنون علوم انسانى چه در رشته‌هاى روانشناسى و چه در رشته‌هاى علم الاعضاء و زيستشناسى و غير ذلك ، مطلب قابل توجّهى در بارهء دو مسئلهء فوق ارائه ننموده است . و اين خود يكى از موجبات سرافكندگى است كه جامعهء انسانى به دو مسئلهء فوق كه قطعا در رديف با اهمّيّتترين مسائل است ، اين قدر بىاعتنا بوده باشد جملهء نهائى