محمد تقي جعفري

162

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ما در اين مبحث كه انواع رفتارها را مورد بحث و بررسى قرار داديم ، اينست كه : ادّعاى تكاملى كه در دو قرن اخير فضاى دنيا را پر كرده است كه انسان سر فصل تكامل و در مسير تكامل حركت مىكند ، با نظر به اقلَّيّت و محدوديّت اسفانگيز دو نوع از رفتارهاى نه گانه ( رفتار اختيارى عالى و رفتار ابداعى ) ، ادّعائى خلاف واقع و هيچ مستندى جز بلند پروازى بشر و خودخواهى و محدوديّت ديدگاه او ندارد . آيا مىتوان انسان و تاريخ وى را از رفتارهائى كه در طول تاريخ از وى بروز نموده است ، شناخت يكى از نويسندگان مغرب زمين در دوران ما مىگويد : « انسان تاريخ دارد و نهاد ندارد » البتّه شگفتى و يكَّه خوردن كه از اين گونه جملات نصيب مطالعه كننده مىگردد [ و گويندگان آنان نيز معمولا طالب همان شگفتى و يكَّه خوردن شنونده و مطالعه كننده مىباشند ] خيلى بيش از آن است كه محتواى جملات نشان مىدهد . توضيح اين كه اين نويسندگان مىخواهند لحظات يا حدّ اكثر ساعتهائى شنونده را در شگفتى و حيرت فرو ببرند كه آرى ، نويسنده خيلى قهرمان است ، زيرا چنين جمله اى را گفته است مولوى يادت بخير : طالب حيرانى خلقان شديم دست طمع اندر الوهيّت زديم بهر حال جملهء فوق بدانجهت كه بعنوان بيان « انسان آن چنان كه هست گفته شده است » و گويندهء آن هم با كمال مهارت و هشيارى توانسته است حدّ اقلّ بخوانندگان آثارش مخصوصا به خانم سيمون دوبوار اثبات كند كه فيلسوف است لذا ، در تحريف واقعيّت مىتواند اثر قابل توجّهى بوجود بياورد . پاسخ جملهء مزبور چنين است كه آنچه از انسانها در تاريخ ثبت مىشود ، همهء موجوديّت او نيست ، بلكه آن قسمت از موجوديّت او است كه با تحقيق علل و شرائطى كه بتواند آن قسمت از موجوديّت بشر را بفعليّت بياورد و رفتارهائى