محمد تقي جعفري

117

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

موقعيّتهاى شايسته و شايسته تر و وصول به آنها ، در علَّيّتها و انگيزگىهاى اشياء تصرّف نموده و راه خود را براى گسترش موجوديّت خود در طبيعت و ميان همنوعان خود ادامه داده است . لذا بايد گفت : 8 - قضيّهء دوم - انسان قانون علَّيّت را از بين نمىبرد و معدومى را موجود و موجودى را معدوم نمىكند بلكه با تحصيل آگاهىها و قدرتهاى متنوع در علَّيّت علَّتها و انگيزگى انگيزه‌ها در رابطه با خويشتن تصرّف مىنمايد . براى درك و پذيرش مطلب فوق يك مثال بسيار ساده را در نظر مىگيريم : يك توپ زيبا و يك اسباب بازى خوشايند شخصيّت و من ما را در دوران كودكى تحت تأثير جدّى قرار مىداد بطورى كه براى ما چيز ديگرى بعنوان مطلوب در اين دنيا مطرح نمىگشت ، ولى امروزه كه ده‌ها سال از آن حالت كودكى فاصله گرفته‌ايم ، نه تنها آن اسباب بازى كمترين تحريكى در ما نمىتواند ايجاد كند ، بلكه اگر براى كودكانمان نيازى به تصوّر آن اسباب بازى نداشتيم شايد كه سالها مىگذشت و اصلا آنها را در ذهن خود خطور نمىداديم . در اين جريان چنين نيست كه اسباب بازىها را كه ذهن ما در كودكى بوجود مىآورد امروزه نابود شده و از بين رفته‌اند ، امروزه خيلى بهتر از آنها وجود دارد ولى شخصيّت ما ، تفكَّر ما و آرمانها و هدف گيرىهاى ما خيلى خيلى بالاتر از آن است كه ما را رها كنند كه ما به آن اسباب بازيها متوجّه شويم . بنا بر اين ، آنچه كه واقعيّت پيدا كرده است اينست كه قدرت و استعدادهاى به فعليّت رسيدهء ما ، علَّيّت و انگيزگى هر آنچه كه در گذشته ما را تحت تأثير خود قرار مىداد ، از بين برده است ، نه وجود آن را . بطور خلاصه مىگوئيم : هر اندازه كه استعدادهاى آدمى بيشتر به فعليّت مىرسد و بر آگاهىهاى او افزوده مىشود و قدرت انتخاب او گسترده تر مىگردد ، قدرت او در ايجاد تغيير در علَّيّت علَّتها و انگيزگى انگيزه‌ها رو به افزايش مىرود بنا بر اين ، اين مطلب