محمد تقي جعفري
105
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مقدّمه اى بر فلسفهء تاريخ از ديدگاه نهج البلاغه در مواردى متعدّد از نهج البلاغه و قرآن مجيد ، حاكميّت قانون در هر دو قلمرو حيات فردى و اجتماعى تصريح و اشاره شده است ، از آيات قرآنى و جملات نهج البلاغه به خوبى مىتوان فهميد كه تحوّلات و رويدادهائى كه در فرد و اجتماع بجريان مىافتد ، تصادفى و بىعلَّت و بعبارت كلَّىتر خارج از قانون نيستند . از آيات قرآنى و جملات نهج البلاغه اين معنى را مىتوان بعنوان يك حقيقت پذيرفت كه واقعيّت چنان نيست كه انسانها حتّى ديگر جانداران و موجودات بيجان به حال خود رها شده و در مجراى هستى هيچ چيزى شرط هيچ چيزى نبوده باشد . يك انسان حتّى با حدّاقلّ آگاهى مىداند كه اگر بخواهد گرسنگى خود را مرتفع بسازد حتما بايد غذا بخورد و او نمىتواند كارى انجام بدهد كه اصلا گرسنه نشود و يا اگر گرسنه شده با خوابيدن يا راه رفتن مثلا خود را سير نمايد يك انسان حتّى با حدّاقلّ آگاهى ميداند كه نمىتواند حتّى يك دقيقه در زمان رويارويى زمين با خورشيد تغييرى ايجاد نمايد . و بعبارت جامعتر اگر در اين جهانى كه ما زندگى مىكنيم يك حادثه اگر چه ناچيز مستثنى از قانون بوده باشد ، به جهت پيوستگى شديدى كه در همهء اجزاء جهان و ميان روابط آنها وجود دارد . از هم گسيخته و چنان كه اشاره كرديم در هر موقعيّتى احتمال بروز هر حادثه اى ممكن خواهد بود . در اين فرض ، حيات انسانى اگر بتواند ادامه اى پيدا كند ، [ كه امكانپذير نيست ] نه مىتواند علمى بدست بياورد و نه مىتواند اراده اى داشته باشد بلكه بطور كلَّى هيچ حركتى از انسان امكانپذير نخواهد بود مگر آنچه كه تصادفات پيش بياورد