محمد تقي جعفري

24

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

همچنين اگر كسى بخواهد همه گونه شناخت هستى را با تمام ابعاد آن ، بوسيلهء شهود بدست بياورد ، اگر استدلالش به فعّاليّتهاى شهودى مغز در قلمرو معرفت بوده باشد ، اين استدلال نمىتواند جز مواردى اگر چه خيلى با اهميّت را اثبات كند . از همين مسئله روشن مىشود فهميد كه علَّت گسترش تدريجى معارف بشرى در پهنهء طبيعت و انسان چه بوده است و چيست علَّت آن همه تواضع و اعتراف صريح دانشمندان و هستى شناسان بزرگ [ كه باضافهء برخوردارى از علم ، از هشيارى لازم در بارهء محدوديّت وسائل و ابزار شناخت و هدف گزينىها در ارتباط با حقايق هستى بهره مند بوده‌اند ] به اين واقعيّت كه همواره معلومات بشرى در برابر مجهولاتى كه در برابر او وجود دارد ، بسيار اندك است . در سالهاى گذشته اين جانب اين اعتراف خردمندانه را از اكثريّت قريب به اتّفاق پيشتازان معرفت جمعآورى نموده ، مقدارى از آن را در مجلَّد اوّل از كتاب « ارتباط انسان - جهان » آورده‌ام . اكنون مىپردازيم به اثبات اين مسئله كه ابعاد هفتگانهء معرفت مكمّل همديگرند . بيائيد اين قضيّهء واضح را مورد دقّت قرار بدهيم كه ما در مسئلهء مورد بحث با انسان سر و كار داريم ، نه با آيينهء صيقلى و آب زلال كه فقط و فقط نمودها و اشكال اجسام را منعكس مىسازند ، بدون اين كه آن نمودها و اشكال تأثيرى در آن آيينه و آب زلال بوجود بياورند . ما با انسانى سر و كار داريم كه سقوط سيب را بر زمين ديده و به وجود جاذبيّت پى برده است . ما با انسانى سر و كار داريم كه قدرت تجريدى مغزش عمليات فوق العاده عالى رياضى را انجام مىدهد . با ديدن يك حادثهء دلخراش نه تنها سرنوشت خود را تغيير مىدهد ، بلكه چنان انقلاب روانى در وى بوجود مىآيد كه سرنوشت جامعه اى را كه خود زاييدهء آنست دگرگون مىسازد . همهء احساسات و انديشه و تعقّل و تجسّم و تداعى معانى و اراده و تصميم چنين فردى از آن حادثه تحريك