محمد تقي جعفري
21
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مشخّص مىنمود ) ولى مشكلاتى را كه از ناديده گرفتن عوامل ضرورى ابعاد هفتگانهء معرفت ، بوجود مىآورد ، بر مشكلات كلّ معرفت در بارهء انسان و جهان مىافزود . ما به برخى از اين مشكلات اشاره مىنماييم : 1 - تسلَّط يك پندار بىاساس بر مغز شخص عالم كه عبارتست از « پندار شناخت لازم و كافى در بارهء موضوع مورد تحقيق و آزمايش » در صورتى كه چنان كه اشاره كرديم هيچ عالمى بدون تعيين هدف خاصّ از تحقيق در بارهء يك موضوع و با داشتن ابزار و وسائل ، به شناخت مطلق و فراگير بهمهء ابعاد و جوانب آن موضوع وارد عمل نمىتواند بشود ، در حالى كه آن پندار بى - اساس مغز او را به اسارت تباه كننده مىكشد و به وى چنين تلقين مىكند كه « همين است و جز اين نيست » 2 - تجزئه شخصيّت انسانى در بارهء موضوعى كه مورد كاوشهاى علمى او قرار مىگيرد - موضوع مورد تحقيق و تجربه با برداشتن پرده يا پرده هائى از چهرهء خود ، شخصيّت عالم را تحت سيطرهء خود مىگيرد و نيروى معرفت همه جانبه در موضوع مزبور را در درون عالم مىخشكاند ، مگر ما در همين دوران خود اين تجزئهء شخصيّت را در عدّه اى فراوان از روانشناسان و روانكاوان و ديگر كارمندان علوم انسانى ( 1 ) نمىبينيم آيا دوركيم نمىگويد : « انسان موجودى است ساخته شدهء اجتماع - و جز اين نيست » آيا فرويد معتقد نيست كه « غريزهء اداره كنندهء همهء شئون انسانى غريزهء جنسى او است » . . . اينان به جهت پندارى كه در فوق گفتيم نخست شخصيّت خود را تجزئه مىكنند و سپس شخصيّت كاروان معرفت را .
--> ( 1 ) . تعبير كارمند در مطلب بالا اشاره به اينست كه اكثريّت بسيار چشمگير دانشمندان رشتههاى مزبور ، بيشتر جنبهء كارمندى در آن رشتهها دارند ، نه جنبهء واقعيّت جوئى . و اين تعبيرى است كه استاد ماير متفكَّر فلسفى آلمانى در مصاحبه با اين جانب كه در تاريخ 26 آبانماه سال 1362 بهمراه پروفسور وان اس از آلمان و پرفسور دايبر از هلند ، در منزل اين جانب بودند ، در بارهء متفكَّران فلسفى و علوم انسانى اروپاى امروز بيان نمودند .