محمد تقي جعفري

20

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

وضو مىگرفتم و نماز مىخواندم و آن مشكل براى من حلّ مىگشت « اين جانب در سال 1361 در سمينار بين المللي هزارهء ابن سينا در دهلى نو شركت كرده بودم . در آخرين روز سمينار كه روز پنجم بود ، از اين جانب درخواست شد كه يك نظر كلَّى در بارهء ابن سينا عرض كنم . اين جانب چنين عرض كردم كه ما در اين سمينار بين المللي در طول پنج روز از دانشمندان و محقّقان جهانى در بارهء شخصيّت و طرز تفكَّرات ابن سينا مطالب عالى و فراوانى شنيديم با نظر به آن مطالب اين حقيقت براى ما اثبات شد كه ابن سينا مانند ديگر شخصيّتهاى بزرگى كه در تاريخ معرفت بشرى سراغ داريم ، در عين برخوردارى از تفكَّرات و فعّاليّتهاى علمى محض ، از بعد فلسفى و مذهبى و اخلاقى و عرفانى نيز بهره مند مىباشند و ما مطابق تحقيقات عالى كه بوسيلهء دانشمندان جهانى به عمل آمده و در همين سمينار بيان شده است ، بايد اين تفكَّر مخرّب را كه « ابعاد مزبور با يكديگر سازگار نيستند ، كه موجب متلاشى ساختن وحدت درك كننده و وحدت درك شده مىباشد » كنار بگذاريم . امّا جامع بودن مولوى به ابعاد هفتگانهء مورد بحث ، بنا بر آنچه كه از سخنانش بر مىآيد ، احتياجى به بحث شروح ندارد . البتّه نسبى بودن برخوردارى اين شخصيّتها از ابعاد مزبور نيز يك امر بديهى است كه نيازمند اثبات نمىباشد . عدّه اى از متفكَّران [ نه هر متفكَّر و صاحب نظرى ] چه با اظهارات صريح و چه با طرز تفكَّراتى كه در پيش گرفته‌اند . گمان ميكنند هر يك از اين ابعاد هفتگانه داراى هويّت خاصّى است كه با ديگرى سازگار نمىباشد . اين پندار كه در دورانهاى اخير از مغرب زمين شروع شده و سطحى نگران مشرق زمين را هم بدنبال خود كشيد ، اگر چه اين مزيّت را داشت كه ابعاد يا طرق وصول به واقعيّات را با نظر به هويّت خاصّى كه از ديدگاه مخصوص جويندگان واقعيّات بوجود مىآمد ، مشخّص مىساخت ( روش علمى را مثلا در ارتباط با واقع از ديدگاه عالم با هدفگيرى معيّن و با ابزار شناخت محدود ،