محمد تقي جعفري
19
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
دو جهان برونى و درونى گشته و انسان را در جاذبهء حقيقت كلّ و با لذّات كه همهء جهان برونى و درونى وابستگى خود را به آن ، نشان مىدهد ، به حركت در آورند ، اين ابعاد در اين مرحله بمقام عرفان مثبت رسيدهاند و مىتوان آن انسانى را كه به تكميل ابعاد مزبور با همديگر توفيق يافته است ، عارف ناميد . و مذاهب الهى كه اسلام بيان كنندهء متن حقيقى همهء آنها است ، آن نور ربّانى است كه همهء ابعاد ششگانه را روشن مىسازد و انسان را به نتيجهء نهائى هستىاش كه لقاء الله است مىرساند . اصل تكميل ابعاد هفتگانه همديگر را براى اثبات اين حقيقت كه هيچ يك از ابعاد هفتگانهء معرفت ساخته و پرداختهء مصنوعى و موقّت مغز بشرى نيست ، كافى است كه به عمق ريشههاى تاريخى و گسترش فراگير آن ابعاد در همهء جوامع توجّه كنيم . با اين توجّه خواهيم ديد كه در هر دوران و هر شرائطى ، براى هر انسانى كه عوامل مناسب و انگيزههاى ذهنى واقع جويى بوجود آمده است ، از يك يا چند بعد از ابعاد هفتگانه براى تحصيل معرفت بهره بردارى نموده است . در اين مورد يك مثل ساده كه بزرگترين حكمت را در بر دارد ، چنين مىگويد : كه « بازى به اين درازى نبود » البتّه اعتراف بايد كرد كه افرادى كه از همهء ابعاد هفتگانه در معرفت برخوردار بوده باشند ، همواره در اقلَّيّت بودهاند ، ولى اين افراد وجود داشتهاند و مىتوانند وجود داشته باشند . بعنوان مثال ابن سينا را كه شهرتش در فلسفه عالمگير مىباشد . و مولوى را كه در عرفان قرون و اعصارى را به خود مشغول نموده است ، در نظر مىگيريم . ابن سينا با طرز تفكَّرات علمى محض ، فيلسوف است و همين ابن سينا مذهبى بوده و با نظر به نمط هشتم و نمط نهم كتاب اشارات از دريافت عرفانى و الا نيز برخوردار است . گرايش مذهبى او در بارهء اين گرايش مىگويد : « هر وقت مشكلى در معرفت پيش مىآمد ،