محمد تقي جعفري
14
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
1 - علمى . 2 - فلسفى . 3 - شهودى . 4 - اخلاقى . 5 - حكمى . 6 - عرفانى . 7 - مذهبى ( 1 ) . پيش از ورود به تعريف يا توصيف ابعاد و عوامل فوق لازم است بيك نكتهء مهمّ توجّه كنيم و آن اينست كه هويّت ابعاد چهارگانه و عوامل هفتگانه آن چنان متعيّن و مشخّص و مرزبندى شده نيست كه هر يك از آنها در مغز يا روان آدمى موقعيّتى خاصّ را كه قابل اختلاط با ديگرى نباشد بوجود بياورد . بعنوان مثال : شناخت اجزائى از هستى از راه علم اگر چه ممكن است در موقع كار علمى محض ، شخص عالم را در منطقه تجربهء عينى يك موضوع ، در جاذبهء خود قرار بدهد ، ولى بديهى است كه همين كه از جاذبهء آن منطقه رهائى يافت ، و مورد تجربه را در خارج از محدودهء ابزار شناخت علمى و بر كنار از هدفگيرى خاصّى كه براى تجربهء آن مورد ، برگزيده بود ، مورد توجّه قرار داد ، با ابعاد و مسائلى در آن مورد روبرو خواهد گشت ، كه شخص عالم در بارهء آنها در تاريكى مطلق بسر نمىبرد ، مثلا مقدارى روشنائىهاى محدود علمى يا دريافتى در بارهء آنها دارد كه گاهى هم بطور ملموس يا ناملموس در مورد تجربهء علمى دخالت مىورزند . همچنين انعكاس علمى يك حقيقت در ذهن با دريافت شهودى آن كاملا امكان پذير است ، نهايت امر ممكن است مغزهاى معمولى براى توجّه مشخّص به هر يك از آن دو ، بانصراف از يكى و توجّه به ديگرى را نيازمند بوده باشد . بعنوان مثال : در همان حال كه زيبائى يك نمود زيبا با روش علمى در ذهن عالم محقّق منعكس مىشود ، و در عين حال زيبائى همان نمود زيبا با شناخت علمىاش در يك وحدت عالىتر متّحد شوند .
--> ( 1 ) . مقدارى زياد از مطالب مربوط به عرفان در اين مبحث را در سال 1361 و اوائل سال 1362 در انجمن اسلامى حكمت و فلسفهء ايران تدريس نمودهام .