محمد تقي جعفري
7
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
حمد و ستايش خداوندى بر نمىآيد ، يا از هر گونه احساس خوب و بد و زشت و زيبا محروم است و قدرت تشخيص آنها را از دست داده است كه در نتيجه با يك من بىاصل و قانون در اين دنيا زندگى مىكند و همه مشاعر و تعقّل و وجدان خود را مختلّ ساخته است و يا از يك زندگى كودكانه اى برخوردار است كه با ملايم و ناملايم و خوب و بد و زشت و زيبا روياروى قرار مىگيرد بدون اين كه عوامل و شرايط بوجود آمدن آنها را درك كند ، مثلا هنگامى كه يك قاشق چاىخورى حلوا بر كودك مىدهند ، او بدون اين كه بفهمد آن قاشق چاىخورى فلزّى از حالت معدنى چه مراحلى را سپرى كرده است كه در آن لحظات ميان انگشتان مادر يا پدر به لبهايش رسيده است و همچنين بدون اين كه بداند مراحلى را كه آن حلوا پيموده است ، چيست آن را مىخورد . بالاتر از اينها كودك چه ميداند كه در درون مادر چه عواطفى و چه هدفگيريهائى موجب شده است كه آن مقدار حلوا را با آن قاشق به او مىخوراند و اگر كودك پس از خوردن آن استفراغ كند مادر به چه حالى خواهد افتاد و همينطور هنگامى كه كودك به طرف آتش مىرود كه با شعلههاى زيبايش بازى كند ، هنگامى كه مادر با سرعت شديد به طرف او مىدود و او را بغل مىكند و از آتش دورش مىكند ، نه تنها نمىفهمد كه بر كنار كردن او از شعلههاى آتش چه علَّتى دارد ، بلكه با همه سطوح روانيش احساس ناراحتى كرده و در فراق آن شعلههاى زيباى آتش كه مىتواند با اندك بىتوجّهى همه خانه و آنچه را كه در آنست خاكستر كند ، گريههاى سوزان به راه مىاندازد ، بلكه بالاتر از اين ، هرگز كودك شعور آن را ندارد كه بفهمد انگشتان باردار عاطفى مادر از كدامين امواج درونى به حركت درميآيند و اشك ديدگان او را پاك مىكنند . فقط يك انسانشناس ماهر است كه مىتواند بگويد عاطفه مادرى چه معنى دارد ، تازه فهم و معلومات آن انسانشناس هم از نفوذ به اعماق حيات انسانى كه عاطفه حياتبخش مادرى نمودى از آن است ، ناتوان مىباشد . با نظر به اين