محمد تقي جعفري

96

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

از سحابىها و كهكشانهائى است كه از ميلياردها سال پيش در پهنهء كيهانى مشغول فعاليتند : كاشكى هستى زبانى داشتى تا زهستان پرده‌ها برداشتى هر چه گوئى اى دم هستى از آن پردهء ديگر بر او بستى بدان آفت ادراك آن قال است و حال خون به خون شستن محال است و محال مولوى مسئلهء هشتم - آيهء شمارهء 15 ، استمرار خلقت را بيان مىكند و مىگويد : آنچه را كه تدريجا در حال ورود به عالم خلقت است ، نمىدانيد . البته خداوند نمىفرمايد : از دانستن آنچه كه خلق مىشود ، ناتوانيد ، بنا بر اين شناخت ما چنان كه در آيهء شمارهء 14 متذكر شديم ، در جويبار زمان و بستر فضا گسترده است كه تدريجا بر شناختهاى ما افزوده خواهد گشت . مسئلهء نهم - در آيات شمارهء 16 و 17 و 18 و 19 يك حقيقت بسيار مهم مطرح شده است كه مىگويد شناخت و معرفت و ارتباط آدميان با واقعيات در روز قيامت كه آغاز ابديت ، كامل و بىپرده و بدون دخالت قطب ذاتى و عوامل خارج از خود واقعيات خواهد بود . بدينقرار است كه : - 1 - ديگر خواص چشم و فاصله‌ها و عامل نور در ديدن واقعيات دخالتى نكرده ، آن واقعيات را با چشمان تيزبين خواهند ديد . 2 - كردارها ، حتى فعاليتهاى ظريف ذهنى و انديشه‌ها و تجسيمات و تداعى معانىها و گفتارها بدون اندك كم و زياد و بدون كمترين دخالت از طرف حواس و ذهن بازيگر مورد مشاهده خواهند گشت . اين حقيقت در دو آيهء ديگر از قرآن نيز مطرح شده است : الف - * ( ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْه رَقِيبٌ عَتِيدٌ ) * ( 1 ) ( هيچ انسان سخنى را به زبان نمىآورد مگر اين كه در نزد او دو فرشته بنام رقيب و عتيد [ براى ثبت آن ]

--> ( 1 ) ق آيهء 18 .