محمد تقي جعفري
95
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مرزبندىها است . در آيهء شمارهء 13 اين مطلب را ديديم كه حس بينائى از مشاهدهء آسمان خيره برميگردد . اين خيرگى ممكن مربوط به دو عامل باشد : عامل يكم - همان ناتوانى ابزار كميتها و كيفيتها و مرزبندىها است كه متذكر شديم . عامل دوم - نظم و ترتيب خيره كننده ايست كه نشان دهندهء اصول بنيادين پشت پردهء طبيعت مىباشد . مسئلهء هفتم - آيهء شمارهء 14 صريحا مىگويد : « براى هر خبر و رويدادى يك قرارگاه نهائى است كه به زودى آن را خواهيد دانست . در مسائل مربوط به شناخت و معرفت دو اصل مهم وجود دارد : اصل يكم - مسلم است كه علم بيك رويداد بدون آگاهى از سرنوشت و قرارگاه نهائى آن ، علمى محدود و نسبى خواهد بود . اصل دوم - علم بيك رويداد بدون آگاهى از آغاز حركت آن ، علمى محدود و نسبى مىباشد . در بارهء اصل دوم أمير المؤمنين ( ع ) مىفرمايد : ان لم تعلم من اين جئت لا تعلم الى اين تذهب ( اگر ندانسته باشى كه از كجا آمده اى ، نخواهى دانست كه به كجا مىروى ) . دو اصل مزبور اثبات مىكند كه شناختها و معرفتهاى ما همواره محدود و نسبى بوده و ما هميشه از آغاز نسبى رويدادها شناخت خود را شروع مىكنيم و در پايان نسبى آنها شناخت را پايان مىدهيم . ما كه امروز در اين لحظه با يك برگ يا يك الكترون يا يك صداى آب يا يك ستاره يا يك انسان روبرو مىشويم و مىخواهيم آن را بشناسيم ، بطور قطع مىدانيم كه با آغاز حقيقى هيچ يك از اين موجودات روبرو نمىگرديم و چنان كه همين وضع فعلى آن موجودات پايان آنها نيست . من كه امروز يك نظريه در جهان بينى ابراز مىدارم ، خود اين نظريه يك حقيقت مخلوق الساعه نيست و مىتوانم بگويم : اين رويداد دامنه يا جزئى