محمد تقي جعفري
61
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
وحى مىشود ) . نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است 13 - * ( وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَه وَإِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا . وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا . إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً ) * ( 1 ) ( آنان در صدد برآمدهاند كه ترا تحريك نمايند و از آنچه كه ما به تو وحى نمودهايم منحرف بسازند . اگر مطابق خواست آنان عمل مىكردى ، ترا براى خود دوست محبوب اتخاذ مىكردند . و اگر ما ترا تثبيت نمىكرديم ، نزديك بود اندك تكيه اى بر آنان نمائى . اگر چنين كارى را روا مىداشتى ، براى تو دو برابر مشقت زندگى و مرگ تباه را مىچشانيديم . سپس از طرف ما يارى براى خود پيدا نمىكردى ) . نتيجهء يكم - جالبترين و با اهميتترين مسئله اى كه در آيات مربوط به وحى به چشم مىخورد ، ارزيابى شخصيت پيامبر با ملاحظهء وحى است كه به او مىشود . مسئله اينست كه پيامبر اكرم به شايستگى خود براى وحى و نزول آن بر درون پاكش ، هيچ گونه مباهات و كبر و غرور نمىورزد . در آيهء شمارهء 2 مىبينيم كه پيامبر امتيازاتى را كه مردم گمان مىكردند ، به جهت رابطهء مقدس وحى دارا مىباشد ، از خود نفى مىكند : 1 - خزائن خداوندى در اختيار من نيست ، من غيب هم نمىدانم و من فرشته هم نيستم ، من فقط از وحى كه به من مىشود پيروى ميكنم . 2 - در آيهء شمارهء 5 چنين مىخوانيم : تندگل مباش از اين كه از تو چيزهائى را مىخواهند كه تو آنها را ندارى ، مانند مال دنيا ، همراهى با فرشتگان . 3 - در آيه شمارهء 8 مىبينيم كه صريحا مىگويد : من مانند شما يك فرد انسانم . 4 - در آيهء شمارهء 12 با صراحت كامل مىگويد : من از اسرار ربوبى
--> ( 1 ) الاسراء آيهء 73 و 74 و 75 .