محمد تقي جعفري

62

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

وحى و رابطهء آن با من و شما چيزى نمىدانم ، من جز از آنچه كه به من وحى مىشود پيروى نميكنم . در اين آيات قرآنى با صراحت كامل هر گونه مباهات و افتخار را كه ممكن است بسبب گيرندگى وحى ، براى پيامبر تصور شود ، نفى شده است . پيامبر نمىگويد : چون وحى بر من نازل مىشود و من با خدا چنين رابطهء بزرگى دارم ، پس مقدرات بشرى در دست من است پس اين منم كه در امر الوهيت با خدا شركت دارم پس اين منم كه بدون احتياج به مشيت الهى همه چيز را مىدانم و من داراى توانائى مطلق هستم از مطالعه كنندهء محترم تقاضا ميكنم كه در اينجا كمى توقف كند و بينديشيد كه آيا خود همين ارزيابى واقعى ، پيامبرى پيامبر را اثبات نمىكند بلى ، اگر بخواهيم بهترين و روشنترين دليلى براى ثبوت پيامبرى پيامبر اسلام بياوريم ، همين ارزيابى شگفتانگيز است كه بطور قطع وابستگى او را با خدا اثبات مىكند . ما با روحيهء نوابغ و چشمگيران جوامع و ملل آشنائى داريم و مىدانيم كه هيچ نابغه و پيشتازى نيست مگر اين كه نبوغ و قدرت فكرى خود را وسيلهء آرايش و پيرايش موجوديت خود نموده ، اگر يك امتياز داشته‌اند ، آن امتياز را وسيلهء برترى موجوديت خود بر ديگران تلقى نموده‌اند . و اگر آن نابغه و پيشتاز از انسانيت و خودسازى برخوردار بوده باشد ، نتيجهء مزبور را كم و بيش ، بطور ناخودآگاه در درون خود احساس مىكند ، اگر چه به رخ مردم نكشد . آياتى كه در قرآن مجيد در فضايل پيامبر تذكراتى مىدهد متعدد است ، مانند : 1 - * ( وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ) * ( 1 ) ( و تو اى پيامبر بر اخلاقى عظيم استوارى ) . 2 - * ( ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَ الله وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكانَ الله بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ) * ( 2 ) ( محمد « ص » مانند يكى از مردان شما نيست و لكن رسول خدا و خاتم پيامبران است و خداوند به همه چيز دانا است ) .

--> ( 1 ) القلم آيهء 4 . ( 2 ) الاحزاب آيهء 40 .