محمد تقي جعفري

56

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اكرم ( ص ) مىفرمايد : ( اينها خبرهاى غيبى هستند كه ما به تو وحى مىكنيم نه تو و نه قوم تو اين داستان را پيش از اين نمىدانستيد . . . ) با اين كه واقعيت اين داستانها با نمودهائى كاملا محسوس در سرگذشت تاريخى بشر بوقوع پيوسته است . نتيجهء سوم - ايمان به غيب ، چنان كه در اول اين مبحث گفتيم ، ايمان به مجهول مطلق نيست ، بلكه ايمان به حقايقى است كه دريافت آنها با استعدادهاى انسانى امكانپذير است . اين استعدادها چنان كه از مضامين آيات قرآنى برمىآيد ، بوسيلهء تخلق به اخلاق ربانى و تزكيهء واقعى درون از رذايل نفسانى و هوىپرستىها صورت مىگيرد . در آيهء شماره 1 ملاحظه كرديم كه ايمان به غيب را از اوصاف مردم با تقوى و برپادارندگان نماز و انفاق - كنندگان در راه خدا محسوب فرموده است . نتيجهء چهارم - خداوند اعلا در چند آيه از قرآن مجيد ، از طرف پيامبر اكرم ( ص ) به مردم مىگويد : من غيب نمىدانم . مقصود از نفى علم پيامبر چنان كه اشاره كرديم ، نفى استقلال پيامبر در تحصيل علم غيب است ، نه نفى مطلق آن ، خداوند با اين نفى غيب از پيامبر مىخواهد از گستاخى مردم و توقعات غير منطقى آنان جلوگيرى كند و بگويد : شما به حد لازم و كافى براى تحصيل « حيات معقول » بينه و برهان داريد و نبايد براى پوشانيدن سست عنصرىهاى خود در عمل به بينه و برهان ، مطالبهء غيب از پيامبر نمائيد . شما اگر با دستورات حيات بخش پيامبر ، بتوانيد زندگى خود را از لجن طبيعتپرستى و خودخواهى نجات بدهيد ، با اجازهء خداوندى غيبها براى شما مشهود و قابل رؤيت خواهند بود . شناختى بنام علم لدنى اين اصطلاح ( علم لدنى ) در كتابهاى فلسفى و اخلاقى شايع است . و