محمد تقي جعفري
57
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
از موارد استعمالات آن چنين برمىآيد كه اين علم غير از علوم قابل تحصيل با وسايل و ابزار معمولى مانند حواس و دستگاههاى مربوطه و ذهن است ، اين علم بطور مستقيم و بىنياز از وسايط معمولى به درون انسانها از طرف خدا راه مىيابد . البته استعداد و شايستگى بشر براى چنين ارتباط و الا و مقتضاى فياضيت مطلق خداوندى كه از هر گونه واسطه بىنياز است ، امكان چنين ارتباط را اثبات مىنمايد . در يك آيه از قرآن مجيد چنين آمده است : 1 - * ( فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناه رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناه مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ) * ( 1 ) ( حضرت موسى ( ع ) و همراهش بنده اى از بندگان ما را پيدا كردند كه ما از نزد خود رحمتى به او داده و علمى از نزد خود به او تعليم نموده بوديم ) نتايج آيه اى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجه يكم - اين نكته را باز در اين مورد نبايد فراموش كنيم كه آمادگى براى بدست آوردن چنين علم مستقيم مربوط به خود انسان است كه زمينهء تابش آن فروغ الهى را بوجود مىآورد . يكى از اساسىترين عوامل اين آمادگى ، كوشش براى رسيدن به مقام والاى عشق حقيقى در « حيات معقول » است كه آدمى بفهمد كه : غير از اين معقولها معقولها باشد اندر عشق پر فر و بها مولوى نتيجهء دوم - ورود به مقام والاى عبوديت خداوند آدمى را سزاوار دريافت چنين رحمت ربانى مىنمايد . نتيجهء ورود به مقام والاى عبوديت ، فقط شناخت و علم مستقيم نيست ، بلكه موجب دريافت رحمتهاى متنوعى مىشود كه يكى از آنها علم است . اين رحمتهاى مستقيم در آيات قرآنى فراوان گوشزد شده است . از آن جمله :
--> ( 1 ) الكهف آيهء 65 .