محمد تقي جعفري
45
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
از رها شدن در امواج غفلتها و ناهشياريها و شهوات و خودپرستىها . اگر ذات آدمى از اين پليديها رها شود و گام به « حيات معقول » بگذارد ، محال است كه به مرحلهء يقين به ابديت نرسد . رها كنيد اين خود فريبىها را كه چيست دليل اثبات كنندهء ابديت ابديت در درون شما است ، مگر نمىدانيد كه : دو سر هر دو حلقهء هستى به حقيقت بهم تو پيوستى مگر نمىدانيد كه : آوازهء جمالت از جان خود شنيديم چون باد و آب و آتش در عشق تو دويديم كدامين جان جان با تقوى . جان با تقوى كدامست جان با تقوى چنان كه اشاره كرديم آن جان پاك از آلودگيهاى حيوانى و لذتپرستى است كه جايگاه فروغ خورشيد لايزالى است . اين كه شما مىگوئيد : من اين فروغ را در جان و دل خود نمىبينم راست مىگوئيد ، زيرا جان و دل بىتقوى و و اسير زنجير خور و خواب و خشم و شهوت مانع از تابش آن فروغ لا يزالى است . تو همى گوئى مرا دل نيز هست دل فراز عرش باشد نى به پست مگر تو آن نيستى كه : در هواى آنكه گويندت زهى بسته اى بر گردن جانت زهى باز با اين حال دنبال فروغ يزدانى در درون خود مىگردى - بالاتر از اين ، چون آن فروغ را در درون خود نمىبينى ، در صدد آن برمىآئى كه براى ابراهيم خليلها و محمد بن عبد اللَّه ( ص ) و على بن ابي طالب ( ع ) و ابو ذرها و سقراطها هم تكليف معين كنى و از درون آن رشد يافتگان كاروان بشرى نيز اظهار اطلاع كنى و فروغ ربانى و يقين الهى را از درون آنها نيز نفى كنى فقط به اين دليل كه آن فروغ و يقين را در درون تاريكت نمىبينى