محمد تقي جعفري

46

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

نتيجهء سوم - اگر تو هم مىخواهى از آن فروغ و يقين برخوردار شوى پروردگارت را بشناس و او را عبادت كن ( آيهء شماره 3 ) وصول به يقين بدون معرفت و كار و كوشش قابل تحقيق نيست . بازى با مفاهيم و زير و رو كردن خيالات و اصطلاحات پر طنطنه كه خود وسيلهء سرگرمى و اشتغالات بيهودهء ذهنى ، نه تنها موجب يقين نمىگردند ، بلكه سد نفوذ ناپذيرى در برابر جريان حقايق به درون مىباشند . همهء ما اين حقيقت را پذيرفته‌ايم كه : اى برادر تو همان انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى و اين را هم پذيرفته‌ايم كه : گر بود انديشه ات گل گلشنى ور بود خارى تو هيمهء گلخنى با نظر به اين اصل اساسى ، ترديدى نبايد كرد در اين كه انسان خيالباف تجسمى از خيال است ، انسان عاشق اصطلاح و اصول پيش ساخته تجسمى از آن اصطلاح و اصول است . با اين فرض چگونه مىتوان به يقين ربانى و اصل شد كه احتياج به گرايش راستين به خدا و نهادن سر عبوديت بر زمين در پيشگاه آن جلال و جمال ازلى و ابدى دارد . البته فراموش نشود كه منظور از عبادت خدا ، بجاى آوردن يك عده اعمال اعتيادى و بازگو كردن طوطىوار جملات تعبدى نيست ، بلكه از آن هنگام كه يك انسان از خاك برميخيزد و از جان وابستهء خود به جلال و جمال ابدى آگاه مىشود ، به عبادت شروع مىكند ، تا عاليترين پديدهء زندگانى او كه جهاد فى سبيل اللَّه با جان و مال است و همهء لحظات زندگى او با آن آگاهى در پيشگاه الهى سپرى مىشود ، خواه در كارگاه ، خواه در عبادتگاه ، خواه در ميدان نبرد و خواه در كشتارگاه و دانشگاه و مراكز تعليم و تربيت و غير ذلك . مسلم است كه با افزايش آگاهى در اين تكاپوها بر يقين آدمى افزوده مىشود . نتيجهء چهارم اگر روزى فرا رسد كه بشر اين قدرت را پيدا كند كه همهء منكران آيات خداوندى و هدف الهى « حيات معقول » را در يك جا جمع كند و