محمد تقي جعفري

37

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

از يكديگر تفكيك نمايد . طرق گوناگون اشباع حس معرفتجويى و حكمتطلبى آدميان را هموار بسازد . راه تزكيه و تصفيه و برافروختن نور ربانى در درون را پيش پاى مردم بگستراند . اين است محتويات كتاب آسمانى اسلام كه ماهيت و مختصات اساسى دين ابراهيم خليل ( ع ) را تبليغ مىكند . نتيجهء چهارم - بارقه‌ها و روشنائيهاى موقت و زودگذر چيزيست و نور دائمى الهى كه در نتيجهء صدق و صفا و پايدارى در شناخت و عمل به اصول انسانى ، فروزان مىشود چيزى ديگر . ( آيهء شمارهء 8 ) در اين آيه تشبيه فوق العاده عالى براى توضيح بارقه‌ها و روشنائيهاى موقت و فريبا وجود دارد كه در ارزيابى معرفتها بسيار سازنده و آموزنده است . اين سه بيت مولوى را توجه فرمائيد : بس ستارهء آتش از آهن جهيد وين دل شوريده پذيرفت و كشيد ليك در ظلمت يكى دزدى نهان مىنهد انگشت بر استارگان تا كشد استارگان را يك بيك تا نيفروزد چراغى بر فلك خداوند سبحان آن منبع نور را كه در نهاد آدميان بوديعت نهاده است ، بيش از آن نيرومند است كه ما تصور مىنمائيم . اين منبع نور بسرچشمهء خورشيد لا يزالى وصل شده است و تا خود انسان خود را از شعاع آن نور كنار نكشد ، روشنائى آن بر تمام سطوح روانى وى مىتابد : يار نزديكتر از من به من است وين عجبتر كه من از وى دورم چكنم با كه توان گفت كه او در كنار من و من مهجورم سعدى فياض على الاطلاق هيچ بخل و امساكى در اجراى فيض نور خود در سطوح روانى بندگانش ندارد . پيمانهء وجود ما هر لحظه در جريان فيض الهى پر مىشود ، اين مائيم كه اين آب حيات بخش را به شوره زارهاى تمايلات و خارستانهاى خودخواهىها فرو مىريزيم : پيمانه ايست اين جان پيمانه اين چه داند از عرش مىستاند بر فرش مىفشاند