محمد تقي جعفري
244
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بوجود مىآورد ، آرى باضافهء همهء اينها آبروى انسان در موقع بروز حوادث غير عادى هم نمىريزد . به نظر مىرسد متفكران رشتههاى حقوقى قدرتمندتر از آنند كه در برابر اين نارسائى كه در طبيعت قوانين تنظيم كنندهء زندگى محض وجود دارد ، از پاى در آيند . اينان بايد از اين قدرت استفاده كنند كه گذشته را درست ارزيابى نموده از اخلاق و ملكات عاليهء انسانى كه صفحات تاريخ زندگى گذشتگان نشان مىدهد ، بهره بردارى نموده و ببهانهء اين كه ما آن دورانها را پشت سر گذاشته و از پلهائى كه عبور كردهايم ، آنها را ويران ساختهايم ، به ورشكست شدن بشر در ادامهء تاريخ حيات طبيعى رضايت ندهند . اگر آنان مىگويند : ما نمىتوانيم اخلاق را با حقوق مخلوط و هماهنگ بسازيم ، براى تقويت اخلاق ، جلوگيرى از بىبند و بارىها را كه امروزه جوامع را فرا گرفته و مضار و تباهىهاى آنها را با چشم خود مىبينند ، جنبهء قانونى بدهند . اين متفكران بزرگ به خوبى مىدانند كه فساد و تباهىهاى بىبند و بارى خيلى مهلكتر از تلخى عصيانهاى موقت انساننماها مىباشد . در صورتى كه خود همين انسان نماها هم قربانى سكوت قوانين و حقوقها در بارهء تكليف جانهاى آنها مىباشند ، نه اين كه آنان از مادر ، انساننما زاييده شدهاند . بهر حال حقوق در « حيات معقول » با اين كه از نظر ضرورتهاى زندگى طبيعى محض پيرو خواستههاى طبيعت واقعى بشرى است ، در ضرورتهاى گرديدنهاى تكاملى پيشرو است ، يعنى در برابر بايستگىهايى كه از طبيعت زندگى فردى و اجتماعى برمىآيد ، بايستگىهاى ديگرى را كه از بعد محرك رو به كمال انسانى برمىآيد ، توصيه مىنمايد كه نه تنها آدمى را از نتايج عالى اين بعد برخوردار مىسازد ، بلكه بايستگىهاى زندگى طبيعى را نيز تنظيم و با منطق صحيح بجريان مىاندازد . 4 - روابط اجتماعى در حيات معقول حيات معقول اين نقش معجزه آسا را به عهده گرفته است كه رابطهء انسانها