محمد تقي جعفري

245

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

را با يكديگر كه بر مبناى سود و زيان در جريان است به رابطهء انسانى محض مبدل نمايد . رابطه بر مبناى سود و زيان يا از فرمول شرمآور هابس ( انسان گرگ انسان است ) سرچشمه مىگيرد ، يا به آن فرمول منتهى مىگردد . اين مبنا محكم - ترين عامل ادامهء تاريخ حيات طبيعى ما است ، اگر چه تلخىهاى اين تاريخ را با حماسه‌هاى بىاساس براى خودمان شيرين و قابل هضم مىسازيم . اين كه حيات معقول مىتواند رابطهء سود و زيان محض را به رابطه بر مبناى انسانيت استوار بسازد ، يك رؤياى دلپذير نيست ، بلكه حقيقتى است كاملا قابل تحقق عينى كه مشاهدهء آن احتياج به ورق زدن تاريخ جانبازان راه حق و عدالت دارد . در اين اوراق با چهره هائى روبرو مىگرديم كه گام به ما فوق سوداگرىها نهاده از كامكاريها و خودكامگىها گذشته‌اند . و آنگهى اين همه مطالب كه در آثار ادبى بزرگ و مسائل مربوط به انسان شناسى نوشته شده است ، اگر فرازهاى آنها را كه در بارهء بيان اوصاف فاضلهء انسانى و روابط عالى ميان چند انسان نوشته شده است ، از آن آثار منها كنيم ، چيزى نمىماند كه بعنوان مختص انسانى در برابر ساير جانوران يا ماشينهاى ناخودآگاه قابل خواندن بوده باشد . در صورتى كه همهء ما با اشتياق سوزان به آن فرازها ، آثار بزرگ ادبى را مىخوانيم و خواه - ناخواه تحت تأثير آنها قرار مىگيريم . پس معلوم مىشود ما انسانها استعداد پذيرش آن اوصاف و روابط عالى انسانى را دارا مىباشيم . بعنوان مثال : وقتى كه در يك اثر ادبى مىخوانيم كه يك انسان به جهت پاسخگوئى مثبت بوجدان خود ، از سود كلان گذشته و به مشقتها و رنجهاى غير قابل تحمل تن داده و چه بسا كه به زندگى خود هم پايان داده است ، در دريائى از احساس عظمت غوطه ور مىشويم . در اين دنيا اگر بتوان همه چيز را به شوخى گرفت ، حيات و جان چيزى نيست كه شوخى بردار باشد . وجدان چگونه عاملى است كه مىتواند جان و حيات را در راه فعاليت خود قربانى كند پس اين كه روابط اجتماعى نمىتواند بجز بر مبناى سود و زيان برقرار شود ، نوعى