محمد تقي جعفري
238
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
دهندهء اجتماع نرون و چنگيز و ماكياولى و تيمور و معاويه باشد ، يا سقراط و ابو ذر غفارى و اويس قرنى و على بن ابي طالب ( ع ) 2 - اخلاق مطلوب عبارتست از عمل به مقتضاى احساسات و عواطف در بارهء ديگر انسانها . در صورتى كه عمل به مقتضاى احساسات و عواطف نامشروط و اعم از اين كه به مصلحت ساير ابعاد انسانى در حال فرد و اجتماع تمام شود يا به ضرر آنها تضاد كشنده با ديگر اصول و قواعد انسانى دارد . و اگر مواردى فرض شود كه عمل به مقتضاى احساسات و عواطف با هيچ اصل و قاعده اى مزاحمت نداشته باشد ، اگر عمل مزبور مستند به جبر احساسات و عواطف باشد ، فاقد ارزش خواهد بود و اگر براى اميد آنكه ديگران نيز در بارهء او همان گونه رفتار نمايند . چنين عملى جز سوداگرى چيز ديگرى نمىباشد . 3 - اخلاق مطلوب عبارتست از عمل بيك عده اصول كنار از قوانين حقوقى ناشى از انتخاب كيفيت زندگى در يك جامعه كه معلول رگههاى ارثى و تاريخى و نژادى و اقتصادى و فرهنگ خاص آن جامعه مىباشد . البته اين طرز تفكر در جوامع وجود دارد و هر فرهنگى [ به معناى عمومى آن ] تفكر و عمل خاصى براى خود دارد ، كه از نوعى جبر محيطى و اجتماعى و يا انگيزه هائى كه در شمارهء يكم و دوم ديديم بوجود مىآيد ، در صورتى كه اعمال اخلاقى مطلوب كه در منطقهء ارزشها قرار گرفته و دارندگان آن ، در هر جامعه اى مانند وجدان پاك آن جامعه مىدرخشند از ارزش عالى انسانى برخوردارند . 4 - اخلاق مطلوب يدكى و كمك قوانين حقوقى . بلى زندگى طبيعى محض انسانها مىتواند اخلاق را بعنوان يدكى و كمك به اجراى قوانين حقوقى و تقليل جرم و جنايت و كاهش بودجههاى قضائى و اجرائى تلقى نمايد . ولى همهء ما مىدانيم كه تنزل دادن اخلاق عالى انسانى تا حد وسيله اى براى تسهيل همزيستى اجتماعى ، تهمتى است ناروا و نابخشودنى كه ما بكوشيم و يكى از فوايد اخلاق را كه كمك بر اجراى قوانين است ، بجاى عوامل بسيار عالى اخلاق