محمد تقي جعفري

233

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

6 - قناعت به مفاهيمى بىاساس در بارهء خير و كمال « تبديل به تلاش و تكاپو براى دريافت واقعيت خير و كمال » . 7 - تقليد و پذيرش محض ، تبديل به « نظر و انديشه و واقعيابى اصيل و مستقيم » . 8 - شطرنج بازيهاى عقل نظرى جزئى « تبديل به هماهنگى عقل سليم و وجدان واقع بين » . 9 - بازى با تمايلات « تبديل به ارادهء حساب شده تبديل به آزادى تصعيده شده تبديل به اختيار » . 10 - خود را بافتهء جدا تافته از ديگر انسانها ديدن ، تبديل به « درك وحدت عالى انسانى و تساوى انسانها در هدف يا وسيله بودن » . 11 - رضايت به هدف نهائى بودن منزلگه‌هاى زندگى تبديل به « خود را همواره در راه ديدن » . همهء اين تبدلات و تحولاتست كه تحول حيات طبيعى محض را به « حيات معقول » امكانپذير مىسازد . 5 - ورود به هدف اعلاى زندگى - اين هم يكى از آن مطالب است كه به جهت عظمت كلماتش از يك طرف و انباشته شدن ده‌ها مسائل و مناقشات و مشاجرات در بارهء محتويات آن كلمات از طرف ديگر ، موجب مىشود كه عده اى فراوان از مردم به خود چنين تلقين كنند كه وصول به چنين حقايقى از ما ساخته نيست ، پس بروم و - بنشينم و صبر پيش گيرم دنبالهء كار خويش گيرم سعدى بلى ، خسارت ما فرزندان آدم و پستترين ناتوانى ما همين است كه شما متذكر شديد كه « من نمىتوانم » لذا ، « دنبالهء كار خويش گيرم » در بارهء اين عنصر نهائى « حيات معقول » كارى كه بعهدهء اداره كنندگان اجتماع و معلمان و