محمد تقي جعفري
21
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نتيجهء سيزدهم - خداوند ستمكاران را هدايت نمىكند ( آيهء شمارهء 16 ) اين مطلب كه در ده مورد از آيات قرآنى آمده است ، وخامت و وقاحت ستم را به خوبى بيان مىدارد . ستمكار هدايت نمىشود ، چرا براى اين كه ظلم و ستم در هر شكلى هم كه بوده باشد ، مبارزه با مشيت خداونديست كه در اين آيه بيان شده است : * ( وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا ) * ( كار و مشيت پروردگار تو بر صدق و عدالت استوار شده است ) . وقتى كه توجه كنيم به اين كه معناى هدايت عبارت است از حركت روشن بينانهء انسان در مسير قوانين عالى هستى ، تضاد آن را با ستم و ظلم كه انحراف از مسير مزبور است ، به خوبى درمىيابيم ، بنا بر اين فرد يا گروه ظالم خود را از مجراى هدايت بر كنار نموده است . نتيجهء چهاردهم - مقام راهنمايى شايستهء كسانى است كه مردم را بسوى حق رهبرى كنند ( آيهء شمارهء 17 ) سرتاسر تاريخ پر از راهزنانى است كه با بدست آوردن اشكالى از قدرت ، قيافهء راهنمايان را به خود گرفته ، جوامع را مانند گردنه هائى تلقى نموده ، مىدانى براى تاخت و تاز خود قرار دادهاند . بلى ، اينان هم پيشوايانى بودهاند ، ولى به مقصد سقوط و آتش حركت مىكردند و مردم جامعه را به سقوط و آتش مىكشانيدند . كلمهء مقدس راهنما و رهبر و پيشوا و قائد در همين تاريخ بشرى در بارهء راهزنانى مانند نرون و آتيلا و چنگيز و هيتلر به كار برده شده است . ساده لوحان و دون صفتان و مردم ترسو نيز به كار بردن اين گونه كلمات را در بارهء راهزنان و ابر دزدها باور كرده ، حتى به خود همان راهزنان نيز امر را مشتبه ساختهاند . واقعا هتلر خود را رهبر مىنامد ، چنگيز بعنوان رهبر يا ساهارا مىنويسد و دستور به پيروى از قوانين تدوين شده در آن يا ساهارا صادر مىفرمايد يكى از جملات بسيار رايج و فراوان در ميان جوامع و ملل همين جمله بوده است كه راهزنان مىگفتند : « دنبال من