محمد تقي جعفري
226
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بازى نبوده و با قيافهء كاملا قانونى و رياضى رو بيك هدف و الا در حركت است و من بايد راه قانونى خود را در اين حركت هدفدار انتخاب كنم آرى ، همهء اين آگاهىها در دسترس ما فرزندان آدم قرار گرفته است . آنچه كه در « حيات طبيعى محض » ما جريان دارد ، اينست كه من مىتوانم بدون آن آگاهىها زندگى كنم و اين « مىتوانم » با اين مسئله كه آگاهى « محالست » و « امكانناپذير است » و « هرگز نمىشود » مخلوط مىگردد و فكر گردانندگان و رهبران را راحت مىكند 2 - عنصر دوم « حيات معقول » تصفيهء حساب انسان در حال حركت با نيروها و فعاليتهاى جبر مشروط و شبه جبرى زندگى طبيعى است . ما بايد ببينيم رابطهء ما با آن همه عوامل جبرى و شبه جبرى كه از طبيعت و همنوع خود پيرامون ما را گرفته است ، چيست و سپس ببينيم آيا ما مىتوانيم و قدرت آن را داريم كه آزادى و اختيار شخصيت خود را كه در اعماق جان ما زبانه مىكشد ، درست بجا آورده و از آن مايهء حياتى برخوردار شويم يا نه آرى ما مىتوانيم به چنين مرحله اى از رشد برسيم بلى ، مىتوانيم به اين مرحله از رشد كه عنصر دوم « حيات معقول » است برسيم . نخست به اين مسئلهء روشن توجه كنيم كه انسان جاندارى است كه زندگيش با حالت پذيرش و انفعال و تأثر آغاز مىگردد ، سپس تدريجا نيروهاى موجود در وى به فعاليت مىپردازند و بدون اين كه واقعيت هستى را به هم بزند با همان نيروهاى فعال پديدههاى طبيعى و روابط انسانى را تا آنجا كه بتواند با موقعيت مطلوب خود توجيه و تطبيق مىنمايد و نمىگذارد هر پديده اى تأثير طبيعى خود را بطور جبر دروى بوجود بياورد . لباس مىپوشد و از تأثير سرما جلوگيرى مىنمايد . بيمارى را تشخيص مىدهد و دواى آن را تهيه مىنمايد و آن بيمارى را از اثر مىاندازد . . . اگر بشر در برابر عوامل جبرى و شبه جبرى با نظر به قانون عليت دست خود را مىبست و به خود چنين تلقين ميكرد كه من در مقابل عوامل جبرى ناتوانم ، در همان آغاز زندگيش در اين كرهء خاكى محو و نابود مىگشت . در صورى كه بشر با افزايش كمى و تنوع كيفى بسيار شگفتانگيز ،