محمد تقي جعفري

20

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

خلق را تقليدشان بر باد داد اى دو صد لعنت بر آن تقليد باد هيچ هدفى جز اين ندارد كه مىخواهد ما را با اصل حيات بخش « من هستم » آشنا بسازد و ما را به دستور خداوند هستى بخش متوجه بسازد كه مىفرمايد : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ ) * ( بر شما باد شخصيت خودتان ، متوجه استقلال شخصيت خود باشيد ، اگر شما هدايت يافتيد ، باكى از ضلالت ديگران نداشته باشيد ) . نتيجهء يازدهم - اگر براى شما حقيقت روشن گشته است ، اگر واقعيات مربوط به زندگى مادى و معنوى براى شما آشكار شده است ، همهء آنها را در اختيار ديگران قرار بدهيد ( آيهء شماره 13 و 19 ) حيله گرى و دغل - بازى راهى به واقعيات ندارد . اگر براى شما اثبات شده است كه آنچه را داريد واقعيت است ، هيچ چيزى را از آن واقعيت مخفى ننمائيد . نتيجهء دوازدهم - خداوند متعال وسايل و ابزار هدايت را در معرض شناخت و بهره بردارى انسانها قرار مىدهد ، ولى آنان را به هدايت و كمال مجبور نمىسازد ( آيهء شمارهء 14 ) خداوند با طرق گوناگون حجت و برهان را براى مردم مطرح مىكند ، ولى هرگز براى وصول به خيرات و كمالات كسى را اجبار نمىكند . زيرا انسانيت انسان با اختيار تحقق پيدا مىكند ، نه با اجبار . هنگامى كه در تعريف اختيار دقت مىكنيم كه عبارتست از « نظارت و سلطهء شخصيت به دو قطب مثبت و منفى كار » به خوبى در مىيابيم كه فعاليت براى رشد شخصيت بايد مستند به انتخاب بهترين هدفها با بهترين راهها بوده باشد و اين انتخاب با اجبار سازگار نمىباشد . به همين جهت است كه فرق ميان روشنائىهايى كه بطور جبر نصيب انسان مىگردد و آن روشنائىهايى كه با تلاش آزادانه بدست مىآيد از نظر ارزش و عظمت قابل مقايسه با يكديگر نمىباشند .