محمد تقي جعفري
204
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نوع دوم - غم و اندوههاى بسيار عالى كه هيچ لذتى از نظر ارزش نمىتواند با آنها برابرى نمايد : ندهى اگر به او دل بچه آرميده باشى نگزينى ار غم او چه غمى گزيده باشى فيض كاشانى آب حيات منست خاك سر كوى دوست گر دو جهان خرميست ما و غم روى دوست سعدى اين نوع اندوه همان است كه هاله اى در عاليترين چهرههاى تابناك تاريخ بشرى بوجود آورده است كه اشخاص اندكى عظمت و ارزش آن را درك مىكنند . اين هالهء مقدس بازگو كنندهء يك تأثر تصعيد شدهء بسيار و الا در درون اين شخصيتها است كه تعقل و آزادى و اختيارشان در حد نصاب انسانى بوده است و بالعكس هنگامى كه شخصيت شروع به ساخته شدن مىنمايد ، تعقل محض و تجريد باف از آن احساسات و الا و تصعيد شده اشباع مىشود كه 4 2 2 بجاى آنكه يك فعاليت طبيعى مغز تلقى شود ، نوعى شكوفائى روانى را بيان مىكند . وقتى كه اين دو تحول يعنى تحول احساسات و تعقل بوجود مىآيد ، اسارتها و بردگىهاى آدمى چه در برابر عوامل طبيعى و محيطى و چه در برابر بنى نوع انسانى و چه در برابر هوى و هوسهاى حيوانى ، مبدل به آزادى و اختيار مىگردد . با اين تحولات سه گانه شخصيت در مسير تكامل و ساخته شدن قرار مىگيرد . اينست اساسىترين عامل « حيات معقول » كه بدون آن ، هيچ فرد و جامعه اى حق ادعاى « حيات معقول » را ندارد ، اگر چه در لذتبارترين و خوشايندترين زندگى غوطه ور بوده باشند . شخصيت آدمى در مسير ساخته شدن از هر دو قلمرو واقعيات درون و بيرون بهره بردارى مىنمايد . جوشش درونى به كمال و استعدادهائى كه اين جوشش را بثمر مىرسانند ، از يك طرف ، آغوش باز كردن جهان برونى براى